†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
می شوم شاعر ... صف می کنند واژه هایم دوستت دارم ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
گفتم ای فال فروش لای این بستۀ فال " مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید " هم داری؟ گفت: اگر بود کسی فال فروشی می کرد ؟!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
قاب میشوم ... پشت خنده ای...تلخ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
از وقتی که از کنار تو رفتهام رفتهام
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خدایا ... از تو دلگیرم به قولت وفا نکردی گفته بودی حق انتخاب دارم پس چرا انتخابم در آغوش دیگریست؟؟؟؟
بازی با کلمات و دِل واژه ...
همان اضطراب قدیمی ...همان گفتگوی درونی ..
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دیوانه ام می كند ! فكر اینكه .. زنده زنده ، نیمی از من را ، از من جدا كنند ! لطفا تا زنده ام بــــــــــــــــــمان
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 20 ساعت و 10 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 57 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 8 ساعت و 15 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 14 ساعت و 17 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 16 ساعت و 5 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!