#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#negin_n سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...! [لینک]
(4794 دفعه)
غمی به دل دارم... که با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود در آخرین نفس بی تو باران هم نمی آید تا مبادا شیشه ی بغضم بشکند تا کمی آسوده نفسم را چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام فـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه برای شکستم راه درازه تو بودی که با لبخندت شاد بودم تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی... مگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ... نمی شناسم شادی را...خنده را... از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!
وزینت مایه افتخار هرزن ومرد است
درسته
خب خوبه آخه واسه چی بیدار میشی عزیزم خب بهواب کیف کن
نمی تونم دست خودم نیست بیدار میشم دیگه خوابم نمی بره : )
خب آخه اون موقع صبح چیکار میکنیسرت گرم شه خب
کار که زیاد هست ولی بعضی وقتا اینجا آن میشم
پس اولین نفری هستی آن میشی کیفی میده اا اونحجوری
چرا وستارهای زیبا وماه قشنگش
وقت نوشتن یادم آمد کسی نیست بخواند! حتی ... خدا هم چشمانش را می گیرد و ... گوشهایش موقع خواندن به ناچار قلم را زمین می گذارم و ... زبان را در پس لبهایم پنهان می کنم تا دگر بیش از این کسی آزرده نشود.
چه سختـه نوشتن وقتی قلم خون واژه تراوش می کند...
فقط فریاد کن فریاد
از بودن تا خدا
بی پولمو بدهکار به خیلیا سرمرامو گرفته ان خیلیا
کاش بدهکاری همیشه پول بود... گاهی بدهکار دل از داده ی خود هستیم...
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 16 ساعت و 57 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 16 روز و 21 ساعت و 44 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 5 ساعت و 2 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 11 ساعت و 4 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 12 ساعت و 52 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!