نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
بروبکس توییت
پادگان خونه ما قراره از فردا بعد نماز صبح بیدارباش بزنه زندگیه ما داریم ای خدا
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
درد و دل با خدا
کجاست اون دست نورانی و معجز ؛ بگو بیاد و دستم و بگیره
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
از خدا که پنهان نیسن از شما چه پنهان همانند کودکی که بخاطر دوری از مادرش بغض دارد روزهاست در کنار جمع همانگونه بغض دارم
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
مثل هر روز ؛ ساعت 9 صبح :الو سلام عزیزم؛ امروز دیگه میبینمت؟ -سلام نمیدوم بهت خبر میدم........... ساعت 12 شب : چی شدی فدات شم , چرا خبر ندادی ؟ - ببخشید خیلی سرم شلوغ بود
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
کسی صدای مرا شنیده آیا!؟ نشسته قایق من به گل خدایا
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
با من از عشق بگو بامن از زندگی....
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
درد و دل با خدا
چیکار کنم نشون بدی صدام و میشنوی
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
قدیما میگفتی میخوام برم شمال600نفرخودشون و بهت میچسبوندن الان داری دعوت میکنی کلاس میذارن؛بابا من پایه شمال میخوام!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اون که عاشقانه خندید خنده های مت و دزدید؛پشت پلک مهربونی خواب یک توطه میدید
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
هرکسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد؛من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در
بروبکس توییت
دلم یه مرد میخواد که مرد باشه
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یک نفس.... با من باش هم نفس......
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
هنوزم تو شب هات اگه ماه و داری من اون ماه و دادم به تو یادگاری.....