چقدر سخته، عاشق یکی بشی که نباید بشی... چقدر سخته، بخاطر اومدن یکی یه دنیا خوش حال شی و بخاطر رفتنش یه دنیا داغون... چقدر سخته، بخاطر نبود یکی، بخاطر دوری از یکی یه غم گنده تو دلت بیاد که همه هدفات براتبی معنی و خسته کننده شه... و چقدر سخته تره، که یکی که بخاطرش دنیات بهم ریخته ازت بپرسه چرا برای آیندت هدف نداری، و تو، تو دلت بخوای فریاد بزنی فقط بخاطر تو عزیزم از عشق تو، ولی نمی تونی...عشقی که باید تو دلت حبس کنی...و خیلی سرد جواب میدی انگیزه ندارم...
یک مرد خوب باید لااقل یک قصه آرام بلد باشد ... برای وقت هایی که عشقش بی قرار است و نمی خواهد از بی قراری هایش حرف بزند ... برای وقت هایی که عشقش لج می کند ... بهانه می گیرد ... بغض می کند ... قهر می کند ... برای وقت هایی که عشقش بچه می شود
خسته شده ام از این همه بازی.......................................................................................................................................................باید بزرگ بشوم....!!!
"دندانپزشک آخرين دندانِ گرگ را کشيد ! نگاهي به صورت گرگ انداخت و پوزخندي زد ... ! گرگ زير لب گفت : بخند ... اينست عاقبتِ گرگي که عاشق گوسفندي شده باشد "

13 سال و 11 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 58 دقيقه قبللايك
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 3 دقيقه قبل