حالت بدون مـن چطور است..؟!! آرامتـری..؟شادتـری..؟دغدغه هایت کمتر شده..؟!..... من حالم خوب است اما تو باور نکن... من دل نگرانم و بـی تاب ... و فقط یک سوال از درونم مرا به دار میکشد و آن این است....چرا اینقدر راحت گذاشتی بِروم...؟!!!
چند روزی هست که بهانه های عجیب غریبی می گیرم ...
چند روزی هست که نفسم هی تنگ میشود و دلم حسابی میگیرد ...
چرایش را خوب می دانم ...
فریادی می کشم اما نمیشنوم ...
صـداي من کجاست... ؟؟
ایـــــن روزهــا با کوچکترین بهانه ای می شـــــکنم …
راستی هيچ میدانی من در غيبت پُر سوالِ تو چقدر ترانه سرودم چقدر ستاره نشاندم چقدر نامه نوشتم که حتی يکی خط ساده هم به مقصد نرسيد؟! رسيد، اما وقتی که ديگر هيچ کسی در خاموشیِ خانه خوابِ بازآمدنِ مسافرِ خويش را نمیديد...
رفت و ... نگفت من، بی او میان ماندن و نماندن بودن و نبودن دست و پا میزنم مدام و غرق نمی شوم ... تنها نفس کم می آورم برای ... کشیدن ... راستی آن دورها بی من حال او و دل او چگونه است؟
ب ما ک میرسن همه......یا یاد عشق قدیم می افتن...یا سرشون شلوغه........یا ماخیلی خوبیم لیاقمون بیشتره....ته حرفشون رفتنه حالا بی تفاوتی چاشنیشه...ای تف تو این شانس
نمی خواســــــــــتم این عشــــــــق را فاش کنـــــــم نمی خواســـــــــتم.... ناگاه به خــــــــود آمدم دیدم همه ی کلمات راز مــــــــرا میدانند ایــــــــن است که هر چه می نویسم عاشقـــــــــانه ای برای تومی شود....