دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

nila
زن - مجرد
امتیاز: 2289

دنبال‌شدگان

(262 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(401 کاربر)

گروه‌ها

(13 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

بعضی وقتا دلت میخواد تنهایی زیر بارون قدم بزنی... اما بارون نمیاد ! آسمون توام ؟ @nila

این ارسال را بازنشر کرده است.
abcdefgh
abcdefgh

واسه نیلای مهربون:@nila

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

بـــرای دلــــــم دعــا کنیــد ... دلـــــــم خـواب بــی کـابـوس میخـــــواهـد ... دلــــــم کمــی خـــدا مـــــی خـواهـد ... کمـــــی سکــــوت ... کمــــــی اشــک ... کمـــــی بهـــت ... کمــــی آغـــوش آسمــــانـــی ... مــــــــــــرگ... @nila

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

ایــن روز هـــا انســـان هــا تنهـــــایی ات را پــر نمـــی کنند ، فقــــط خلوتـت را مــی شکــنند … @nila

این ارسال را بازنشر کرده است.
*.ღ·´☁·´ℳäɧŧ∂ß ·´☁´·ღ.*
*.ღ·´☁·´ℳäɧŧ∂ß ·´☁´·ღ.*

@امیر (رهگذر) حضور هیچکس در زندگی ما اتفاقی نیست خداوند در هر مکان وهر زمان رازی را نهفته است خوشا ان روز که بفهمیم راز این حضورهارا ...! ................

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

نـــگــو از دردِ دلــم خـــبـــر نــدارے ...................................................................

این ارسال را بازنشر کرده است.
مجیــد
مجیــد

@nila...به سلامتی اون قدیما وقتی بچه بودیم غم بود، ولی کم بود.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
ramin fajr
ramin fajr

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد. از او پرسید : آیا سردت نیست؟ نگهبان پیر گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا را برایت بیاورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد. صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود : ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کنم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
α√α ...
α√α ...

يه دوست پسر هم نداريم موبايلمون هميشه تو دستمون باشه ديگه هي گم نشه

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

دلــــــــــــم گـــــــــــــــرفته اســــــــــت ... نه اینــــــــــــکه کسی کـــــــــــــاری کـــــــــرده باشد نه ... من آنقدر آدم گریز شده ام که کســــــی کارش به اطـــــــــــــراف من هم نمی رسد.. دلم گرفتـه است که آنچه هســــتم را نمی فهمند ... و آنچه هســـــــتند را میپذیرم ... و دنـــــــــــیـا هم به رویـــــــــــش نمی آورد این تنـاقض را

این ارسال را بازنشر کرده است.
محـــمد
محـــمد

تـنــهایـی یـعنـی نـه خــودش هــست کـه از تـــنهایــی درت بیـــاره نـه فـــکرش اجـــازه مـــیده تــــنهاییــت رو بــا کـسی دیـــگه پُـــر کــنی.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
Peyman
Peyman

@nila بیا و در لحظه های پاییزی ام کمی قدم بزن..!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

چشمهايش خيس بودند! گفت تا به صبح در هجرت گريسته ام! و من "ساده" ايمان اوردم به ايمانش!!! و چه دير فهميدم چشمهاي او ان شب بي چتر زير باران مانده بودند!!! @nila

این ارسال را بازنشر کرده است.
nila
nila

بی خیال تمام قفسهای دنیا......................................................................................................این گوشه کز کرده ام و به پرواز فکر می کنم............!!

این ارسال را بازنشر کرده است.