نیما @Jangal معروف به اقدس ِ کبیر تولدت مبارک بیا یه کیک آوردم واست توش چایی بهارنارنج دم کن بخور ایشالا باز بریم قلعه رودخان ازون بالا هُلت بدم پایین دور هم بخندیم در آخر
@فرشاد@Jangal وایییییییی تولد نیمی میجان قربانننن و فرشاد بعضیااااااا جان قربان تو یه روزههههههههه ؟؟؟؟؟؟؟؟ ایشالا هر ۲تا تون به ارزوهای نازتون برسیننننننن amaram faramush nakonin ba toam reh
امشب تولد #دوتا از #بهترین#بهترین#بهترین دوستامه...یعنی دو تا از #بهترین دوستایی که یکی میتونه داشته باشه... #عاشقشونم ... خیلی خوشحالم...خیلی خوشحالم #نیما...خیلی خوشحالم #فرشاد...روزای خوب و بد زیادی رو گذروندیم...ولی خوشحالم که امروز اینجاییم...خوشحالم که دارمتون...و این هر روز بیشتر میشه...خیلی دوستون دارم...تولدتون مبارک...تــــولــــدتون مبـــــــــارک... #تـــــــــــــــــــــــــــولـــــــــــــــــــــــدتون #مبـــــــــــــــــــــــــارک... خب فعلا تا همینجا بسه باقیش و اصل ماجرا باشه واسه فردا که میبینمتون...مراقب خودتون باشید... البته میدونید که تا تو لباس #دومادی نبینمتون خیالم راحت نمیشه...پس دست به کار شید #زودتر( @فرشاد فرشاد میدونم خیلی سخت و عجیبه من و تو خوب با هم صحبت کنیم...ولی یه شب دیگه...سالی یه باره...در ضمن واست یه سوپرایز خوشگل داریم )@Jangal
@Jangal عشق مثل آبه ، می تونی توی دستات قایمش کنی، اماآخرش یه روز دستتو وا می کنی میبینی نیست ! قطره قطره چکیده بی اینکه بفهمی.... فقط احساس می کنی کمی دستات نمناکن. این همون رطوبت خاطره هاست که برجای مونده ..... حس بودن دوباره ات مبارک
بازم ترم 1 بودیم، من اون موقع موهام خیلی بلند بود... مجعد... ریش بلند... اصلاً هیبتی داشتم واسه خودم.... بعد از چند هفته موهام رو کوتاه کردم( خودمم خودمو نمیشناختم دیگه) بعد تو همون چند هفته ی ابتدایی به اندازه ی کافی معرف حضور کلاس بودم... بعد که موهاو رو کوتاه کردم اولین کلاسی که داستیم تو سالن اجتماعات بود...150 نفر... با انگیزه ی کامل اومدم تو کلاس منتظر بودم بچه ها بیان بگن #واییییییییییییییییییییییییی چقد عوض شدی... در کمال نا باوری هیشکی نشناخت من رو تا وسط کلاس اومدم... داشتم خودمو فحش میدادم که چرا تنهای اومدم ای کاش با عماد و مازیار میومدم که دیگران می فهمیدن من کی ام... تو همین فکرا بودم که یه هو یکی از دخترا با قیافه ی بهت زده داشت به من نزدیک میشد و میگفت #مـــــــوهـــــــاتــــــــونــــــــو-کوتاه-کــــــــردیـــــــن؟ ( بیچاره هنک کرده بود) اول کلی ذوق کرم که خلاصه یکی شناخت منو... بعد فوری با یه قیافه شبیه ژست های #جورج-کلنی برگشتم گفتم... خانوم (فلانی)آهسته... چرا سرو صدا میکنید... سر کلاسیما...بچه ضایع شدا... الان دلم واسش می سوزه چرا این کار رو کردم
@Jangal ... چه عجب !!! #نیما رویت شد !!! تولدت مبااااااااارک دوسمی ... #گیلکی هم بلد نیستم همچین سَنگ تموُم بذارم ! تبریکِ منو همینجوری پذیرا باش ! امیدوارم تا سالِ دیگه همین موُقع ها به همه #آرزوهایِ قَشنگت برسی ... و زندگیت پر از #شادی مُداوم باشه ...
ای جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم که امروز زادروزشه...!! پسر خنده رو دل مهربون وآبی به رنگ دریا...!! زاد روزت رو شادباش می گم نیما جان...!! امید دارم به آرزوهای زیبایت میرسی...!!
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 46 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 14 ساعت و 11 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 59 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 50 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 48 دقيقه قبل