Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
آی قصه ی بی سرو ته... شعر بدون قافیه...
Jangal
آی.... گرگ ها...عجب زوزه ای میکشید... در این شب تلخ پاییزی... سلام مرا هم بگوش فلک برسانید... صدای مرا خفه کرده است...
Jangal
طلوع پاییز،نیمه شب، درختان بلند سایه های ما همه هستند... ولی انگار باز هم به سطر دیگری رفتی
Jangal
رفاقت یعنی اینکه یک عمر برای کسی چتر باشی و او هیچوقت نفهمد که چرا خیس نشد!
Jangal
معشوق من چنان لطیف است که خود را به "بودن" نیالوده است......!!!
Jangal
دل را بد نام نکنیم آنچه بعضی ها در سینه دارند کاروان سراست نه دل ...!
Jangal
کاش میشد کمی مجازی غصه خورد. کمی مجازی درد کشید . کمی واقعی خندید. کمی واقعی شاد بود......
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 14 ساعت و 6 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 19 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 10 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 8 دقيقه قبل