Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
توسط پیامک
من محو تماشای این دو خط موازی که انگار تا ابد ادامه دارند، آنها درفکر دیوانه ای پیاده و شب رو
Jangal
توسط پیامک
عجب مه جالبی بلند ترین ساختمونا هم شکل یه شبه شدن... آدم دلش می خواد تا صبح راه بره... انگار کسی نمیبینتت،وقتی اشک درختا می خوره به گردنت حس فوف العاده ایه
Jangal
گرچه گریه های گاه گاه من... آب می دهد درخت درد را... برق آه بی گناه من... ذوب می کند... سد صخره های سخت درد را... فکر می کنم... عاقبت هجوم ناگهان عشق... فتح می کند پایتخت درد را
Jangal
عجب دنیایی شده، به من می گوید: «بیرون گود نشسته ای....» . تو راست می گویی اما بی انصاف ، مگر تو از من به گود نزدیک تری؟
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 23 ساعت و 58 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 3 ساعت و 24 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 3 ساعت و 12 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 3 ساعت و 3 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 3 ساعت و 1 دقيقه قبل