Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
اعدادی که گاه معنی پیدا میکنند و دیوانگی را به رخ می کشند... من هم شناور میان همین اعداد...
Jangal
تو میدونی احوال خوبی ندارم...
Jangal
دعا میکنم تلخی های زندگی تون خیلی زود تموم شه... شمام برام دعا کنید... شبتون خوش
Jangal
خدایا اشک چشمان خشک نمی شود... نمی دانم بر مظلومیت حسین می بارم یا به حال زار خود... خداوندا آتش به جانم است امروز...
Jangal
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد... نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت... ولی آنقدر مشتاقم... تا گلویم سوتکی باشد به دست کودکی مشتاق و بازیگوش... که تا یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد... و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد... تا بدینسان بشکند دائم سکوت مرگ بارم را... «دکتر علی شریعتی»
Jangal
ما را رها کنید در این رنج بی حساب... با قلب پاره پاره و با سـینه ای کباب
Jangal
دارم میمیرم از خستگی... شبتون خوش
Jangal
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد ***و برف ناامیدی بر سرم یکریز میبارد
Jangal
آيينه ي حق نما ، دل خسته ي ماست*** برهان حقيقت ، دهن بسته ي ماست*** آتكس كه درست ، حق و باطل بنوشت*** نوك قلم و خانه ي بشكسته ي ماست
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 34 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 18 ساعت قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 47 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 17 ساعت و 36 دقيقه قبل