Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
درون سينه ام درديست خونبار **كه همچون گريه مي گيرد گلويم** غمي آشفته،دردي گريه آلود** نمي دانم چه مي خواهم بگويم!
Jangal
خدایا میشود نگاه نکنم و نقشم را بازی کنم؟... اگر نگاه کنم ابر ها می آیند... دوباره باید از نو بگیریم
Jangal
من.................................. پَر
Jangal
چنان از زندگی ذلسرد و غمگینم....
Jangal
غمت در نهان خانه ی دل نشیند... به نازی که لیلی به محمل نشیند... مرنجان دلم را که این مرغ وحشی... ز بامی که برخواست،مشکل نشیند
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 9 روز و 12 ساعت و 59 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 25 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 12 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 3 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 1 دقيقه قبل