هنوز بچگانه نقاشی می کشم...!! آدمک های من گردن های باریک...!! دستانی خالی...!! دهانی بسته دارند...!! یکروز تصمیم می گیرم...!! نقاش بزرگی شوم...!! آن وقت...!! *گوسفندی* را می کشم...!! که بوی *گرگ* می دهد...!! مژگان
@آناهیتا باری چه سنگین است!... با سایه های تار... با سایه های پیش پا افتاده ی بسیار... با سایه های ساده ی سطحی؛... از عمق اقیانوس... از ارتفاع آفتاب و آسمان گفتن!... تکلیف من با من... تکلیف من... با سایه های خویشتن این است!
@Jangal نیما سوار ماشین بود داشت رادیو پیام گوش میکرد رادیو : یه .......داره بزرگراه رو برعکس رانندگی میکنه ، نیما : آره والا احمقا یکی دو نفرم نیستن ، همه دارن بر عکس میان !!!
@✔کتــ☾ــے ... می دانی مردانگی چیست؟ غرق آتش باشی و به مادرت بگویی خوبم... آن هم جوری که بتوانی مادری را مجاب کنی که از نفس هایت تو را بو می کشد... وقتی باید فرزند درد های او باشی نه نمک زخم هایش
غنچه از خواب پريد و گلى تازه به دنيا آمد،خار خنديد و به گل گفت: سلام و جوابى نشنيد،خار رنجيد ولى هيچ نگفت...ساعتى چند گذشت،گل چه زيبا شده بود،دست بى رحمى آمد نزديك،گل سراسيمه ز وحشت افسرد،ليك آن خار در آن دست خزيد و گل از مرگ رهيد،صبح فردا كه رسيد خار با شبنمى از خواب پريد،گل صميمانه به او گفت: سلام!
کلا نمی دونم چه داستانیه هر کی در هر جای عالم به هر طریقی که با من رفیق میشه... وقتی #خودش صحبت #کفّاره میکنه، آخر سر میگه #کفّارش-پای خودت ... #کفّارش-پای-نیما ... حالا چه هماهنگیه من نمیدونم
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 11 روز و 10 ساعت و 17 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 43 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 31 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 22 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 19 دقيقه قبل