maryam santor
زماني كه انسان قادر به نه گفتن نباشد،آریه او بي معني است...
maryam santor
آدم کار خوبی کرد . اگر او در بهشت می زیست و شورش نمی کرد و میوه ی درخت دانش را نمی خورد ، اگر که شخص مهمی می ماند . اگر که بی اراده می ماند . اگر که بی عاطفه و مرده می ماند . .. او کار خوبی کرد . او بیرون آمد . او ریسک کرد . او شهامت نشان داد . او به خاطر آزادی ، بهشت را از دست داد. و این برای هر کسی رخ می دهد . و جامعه هنوز این پدیده ی ساده را درک نمی کند ...
maryam santor
بیایید به دنبال آن نیمه از آدمیت باشیم که با عطر عشق می آمیزندش نه با عطر کافور … همان نیمه ای که نمی شویندش ، نمی آلایندش ، نمی پوشانندش و به خاک نمی سپارندش !
maryam santor
تابلو ؛ نقاش را ثروتمند کرد...شعر ِشاعر به چند زبان ترجمه شد...کارگردان جایزه ها را درو کرد... و هنوز سر همان چهار راه واکس میزند،کودکی که بهترین سوژه بود...
maryam santor
این روزها همه آدمها درد دارند … درد پول درد عشق درد تنهایی این روزها چقدر یادمان میرود زندگی کنیم !!!
maryam santor
ببین مرا چه گونه جادو کردی ؟ هنوز هم نمی توانم آن گونه که بودم ، باشم . هنوز هم نمی توانم – روزها بعد از نبودنت انسان دیگری را آنگونه که تو را ساختم برای خود بسازم سخت ست اما خداحافظ
maryam santor
خدا حافظ گل مریم گل مظلوم و پر دردم ...نشد با این تن زخمی به آغوش تو بر گردم ...نشد تا بغض چشمات رو به خواب قصه بسپارم... از این فصل سکوت و شرم غم بارون رو بردارم
maryam santor
یه روزی گله کردم من از عالم مستی ...تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی،من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید ،تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید...پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم...

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 32 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 30 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 25 دقيقه قبل