maryam santor
نمیدانم چرا چشمانم گاه گاهی بی اختیار خیس میشوند،میگویند حساسیت فصلی است،آری ..............من به فصــــــــــــــل فصـــــــــــــــل این دنیای بی تو حساسم........
maryam santor
دلتنــــــگ نشــــدی ببیــــــنی چـــــگونه خوبتـــــرین خــــاطره هــــــا بی رحــــــم ترینــــــشان می شــــــود …
maryam santor
خاطراتت صف کشیده اند ! یکی پس از دیگری … حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند ! و من … فرار می کنم از فکر کردن به تو مثل رد کردن آهنگی که … خیلی دوستش دارم خیلی !
maryam santor
گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که زِ دستم نرود ناز چشم تو ، بقدر مژه بر هم زدنی.... "فریدون مشیری"
maryam santor
زن عشق می کارد و کینه درو می کند،او می زاید تو برایش نام انتخاب می کنی،او درد می کشد و تو نگران از اینکه بچه دختر باشد،او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی می بینی،او مادر می شود و همه جا می پرسند:نام پدر؟ (دکتر شریعتی)
maryam santor
روزی روزگاری، اهالی یک دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان....
maryam santor
توسط موبایل
تمام روزهایی که سرگرمی ات بودم ...زندگی ام بودی...
maryam santor
اگر 4 تکه نان خيلي خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشيد کسي که اصلا از مزه آن نان خوشش نمي آيد (( مادر )) است ...
maryam santor
معلم میدانست فاصله ها چه به روزمان می اورند که به خط فاصله میگفت : خط _ تیره

13 سال و 9 روز و 10 ساعت و 42 دقيقه قبل