maryam santor
زماني كه انسان قادر به نه گفتن نباشد،آریه او بي معني است...
maryam santor
آدم کار خوبی کرد . اگر او در بهشت می زیست و شورش نمی کرد و میوه ی درخت دانش را نمی خورد ، اگر که شخص مهمی می ماند . اگر که بی اراده می ماند . اگر که بی عاطفه و مرده می ماند . .. او کار خوبی کرد . او بیرون آمد . او ریسک کرد . او شهامت نشان داد . او به خاطر آزادی ، بهشت را از دست داد. و این برای هر کسی رخ می دهد . و جامعه هنوز این پدیده ی ساده را درک نمی کند ...
√ ∂нαмε
همیشه یه صندلی هست که خاطرات در اونجا شکل میگیره ...خیلیا ممکنه این صندلیشون تو پارک باشه ...یا بعضیا ممکنه تو کافی شاپ باشه ...ویا سینماو... حالا هر کی دوس داشت میتونه بگه خاطراتشون تو کجای این سرزمین اتفاق افتاده ...!!!
maryam santor
یه روزی گله کردم من از عالم مستی ...تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی،من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید ،تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید...پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم...
maryam santor
دوره ارزانیست … شرف اینجا ارزان … تن عریان ارزان … آبرو قیمت یک تکه نان … و دروغ از همه چیز ارزانتر … و چه تخفیفی خوردست ، قیمت هر انسان!!
maryam santor
من پری کوچک غمگینی را می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام،پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد...
مرسی عزیزم.....




12 سال و 11 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 8 دقيقه قبلخواهش میشه
12 سال و 11 ماه و 12 روز و 5 ساعت و 58 دقيقه قبل