Ω پرچین Ω
بکش دل را ...شهامت کن ...مرا از غصه رها کن ....شدم انگشت نمای خلق.....بیا و مرا درس عبرت کن!
Ω پرچین Ω
نخندد لبم تا قيام قيامت...اگر ...اگر خنده از لبت دزديده باشم ....
Ω پرچین Ω
خودمو راضی میکنم , چیزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من
Ω پرچین Ω
میتونم بپرسم شما چه عطری می زنید؟.......آخه من به بوی عطری حساسیت دارم .... چشام ...چشام میسوزه!
Ω پرچین Ω
حالا میفهمم اینجا موندن و هفت من مثنوی نوشتن ینی چی!
Ω پرچین Ω
من بعد بر زنی دل بند که پا بند نیست!
Ω پرچین Ω
یه وقتائی هم هس همین جوری یه پستی میفرستی که حال و هوا ابری نباشه بعدش میبنی درست پشت سر ارسالیت یکی یه چی نوشته میخوای زار زار ...............بقیه اش نوشتنی نی!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من ويران شدم....ويران ...ويران