Ω پرچین Ω
بکش دل را ...شهامت کن ...مرا از غصه رها کن ....شدم انگشت نمای خلق.....بیا و مرا درس عبرت کن!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تابستون رسیده و من هنوز با کفشهای زمستونیم!
Ω پرچین Ω
تجربه ام میگه یه زمانی تو زندگیت هست که تعطیلی ها برای با هم بودنهاست و یه زمانی میرسه برای بی هم بودنها!
Ω پرچین Ω
وقتی برای سفر دعوت میشی و... میل سفر ندارم!
Ω پرچین Ω
خودم خواستم ...خودم خواستم تا زمانی که مرا به خاطر گناهانم نبخشیدی ... زیارتش را قسمتم نکن . یا امام رضا اگر روزی به پا بوست برسم میفهمم بخشیده شدم
Ω پرچین Ω
بعضیا هم هستن با اینکه تو خودشونن و من باهاشون هنوز صمیمی نشدم شاید هم اصلا فرصتش پیش نیاد ولی .......خیلی حواسم بهشونه...حتی لایک کردنشو ن هم برام ارزش زیادی داره...
Ω پرچین Ω
وقتی کلاف دلش را برای کسی باز کرد که بافنده خوبی نبود!