Ω پرچین Ω
بکش دل را ...شهامت کن ...مرا از غصه رها کن ....شدم انگشت نمای خلق.....بیا و مرا درس عبرت کن!
Ω پرچین Ω
وقتى سر سفره دل کوه نمک مى آورى....با تو چه بايد کرد?!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دستهايم از نوشتن شرم دارند!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
شب رسید و لحظه دیدار تنگ تر .....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
راستش خودمم نمیدونم چه غ ل ط ی دارم میکنم!
Ω پرچین Ω
گاهی لازمه لبهاتو با روبـــــــــان مــــــــشکی تزیین کنی!
Ω پرچین Ω
وقتى اعتبار حرفاش از صدتا دست خط بيشتره!