OMID
آدم های ساده … ساده هم عاشق می شوند ساده صبوری می کنند ساده عشق می ورزند اما سخت دل می کنند و آن وقت که دل می کنند جان می دهند …
OMID
تو را میخواهم … در این جمله اندوهی ست ؛ اندوه نداشتنت !
OMID
بعضی از زخم ها رو باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی ... اما بعضی از زخمها تا ابد باید بمونه تا هیچ وقت راهتو گم نکنی !
OMID
سلام دوستان عصر همگی بخیر...
OMID
بکش دل را ؛ شهامت کن؛ مرا از غصه راحت کن شدم انگشت نمای خلق؛ مرا تو درس عبرت کن بکن حرف مرا باور؛نیایی از من عاشق تر نمیترسم من از اغراق؛گذشت آب از سرم دیگر
OMID
هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما می گریخت ، چند روزی هست حالم دیدنیست ، حال من از این و آن پرسیدنیست ، گاه بر روی زمین زل می زنم ، گاه بر حافظ تفاءل می زنم ، حافظ فالم را گرفت ، یک غزل آمد که حالم را گرفت ، ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم .
OMID
ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی آتش به شب تار زدی خسته نباشی ای غصه دمت گرم که در لحظه ی شادی با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی
OMID
باز باران ، بی طراوت ، کو ترانه ؟ سوگواری ست ، رنگ غصه ، خیسی غم می خورد بر بام خانه طعم ماتم یاد می آرم که غصه ، قصه را می کرد کابوس بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش
OMID
می خواهم فاصله ها را بشكنم تا به تو برسم ولی افسوس فاصله ها درست برعكس دلها شكستنی نیستند
OMID
سرخی چشم کبوتر هیچ دانی چیست !؟ نامه ام میبرد و بر درد دلم خون میگریست . . .