OMID
مينويسم روي صفحه ي غريب زندگي ، من فراموشت نمي كنم عزيز، به سادگي
OMID
کاش همانطور که از شکستن تکه ای شیشه بر میگردی و نگاهش میکنی وقتی دل مرا شکستی ، یکبار بر میگشتی فقط نیم نگاهی میکردی . . .
OMID
از عاشقي تباهي از زندگي مصيبت از دوستي شکستو از سادگي خيانت
OMID
جلوتر نیا! خاکستر می شوی. اینجا دلی را سوزانده اند...!!
OMID
ماه در روی کسی غیر تو دیدن ممنوع / ناز چشم کسی جز تو خریدن ممنوع تابلویی بر سر دروازه ی قلبم زده ام / که ورود احدی جز تو اکیدا ممنوع
OMID
غروب برات چه سخته وقتی غریبه باشی / وقتی عزیزی داری ولی پیشش نباشی
OMID
تنهایی همین است ، تکرار نامنظم من بی تو بی آنکه بدانی برای تو نفس می کشم
OMID
بگذار بگویند خسیسم من دوستت دارم هایم را الکی خرج نمیکنم جز برای مهربانی خودت
OMID
دوریت زمستانی دیگر است ، کمتر از من دور شو ، باز سرما خورده ام
OMID
از حساب و کتاب بازار عشق هیچ گاه سر در نیاوردم ! و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی من بدهکارت می شوم ؟
OMID
گفتی که ما به درد هم نمی خوریم!.. اما هرگز نفهمیدی... من تو را برای دردهایم نمی خواستم...
OMID
امشب ز غمت میان خون خواهم خفت / وز بسترِ عافیت برون خواهم خفت باور نکنی خیال خود را بفرست / تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت
OMID
از دوریت چه دارم غیر از دلی شکسته / ذهنی همیشه ابری ، فکری همیشه خسته