OMID
بیچاره تنهایی این عروس نگون بخت آه و اشک را دوست ندارد اما همنشین همیشگی اش چشم امیدش به دلی ناامید و شکستن سکوتش میداند عادت ، دشمن است اما عقل کجا و دلتنگی کجا ! دل ناامید امیدوار میرود و باز تنهایی میماند و تنهایی . . .
OMID
با من تنها بگو این قصه را / با من تنها خدا ، این بنده را ای خدا تنها تویی تنها منم / من به تنهایی تو سر میزم . . .
OMID
انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند.... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز.
OMID
دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده
OMID
دنیا ! نخواستیم یار بی وفا ، تنهایی بهتر درد تنهایی نخواستیم شفا ، تنهایی بهتر یک عمر در پی یار باوفا ، با وفا بودیم اما ندیدیم به غیر از جفا ، تنهایی بهتر . . .
OMID
من در اوج غرورم از تو. چه کنارم باشی؛ چه نداشته باشمت در کنارم... و مفتخرم به این نشان عاشقی که بر گردن من است. و زیر سایه ی آفتاب دوست داشتنت که پهن شده روی تمام دنیایم نشسته ام آرام. و همای سعادت سایه به سایه دنبالم می دود تا جا نماند از نیک بختی ام...!
OMID
هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي من حداقل مي تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره.
فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدای تو عزیزم
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 11 دقيقه قبلخدا نکنه نفسم...























13 سال و 11 ماه و 5 روز و 4 ساعت و 10 دقيقه قبلفدای مهربونیات خانوم گلم...