واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
نمیدونم چه حسیه!!!! وقتی داری درس میخونی از هر انگشتت هنر میباره. خوش نویس میشی-نقاش میشی-شاعر میشی-پا های مورچه رو تجزیه میکنی.- پرز های قالی رو میشماری و تمام آشغالاشو شناسایی میکنی!و......
زمانى كه ما مدرسه مى رفتيم، يك نوع املاء بود به نام 'املاء پاتخته اى' ، در نوع خودش عذابى بود اليم! براى كسى كه پاى تخته مى رفت يه حسى داشت تو مايه هاى اعدام در ملاءعام.. و براى همكلاسى هاى تماشاچى چيزى بود مصداق تفريح سالم..
بگذاريد سر خسته اش را بر شانه شما بگذارد موهايش را نوازش کنيد.. پيشاني اش را ببوسيد ... قربان صدقه اش برويد مادر را مي گويم. گاهي هم براي مادر ، مادري کنيد...
سلام کمی با تاخیر تبریک میگم
من خیلی تو این سایت نبودم و نیومدم ولی تو 90 درصد سایتای اجتماعی بودم و بیشترشون جز فعالترین ها بودم
واقعا اینجا خیلی جای خاصی هست و جالبه فضاش
تبریک میگم
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 19 ساعت و 3 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی