دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آخه من نمیدونم چرا میزارن آدم بمیره بعد رو در و دیوار مینویسن جوان ناکام ، خوب تا زنده ایم اطلاع رسانی کنید شاید فرجی حاصل شد!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@پـــری‌ســــا ، از وقتی رفتی خونه تاریکه ، چراغ خونه خاموشه … آخه بگو لامصب فیوز رو واسه چی بردی ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙ ما هم با تیم جدول کاری که نداریم . ما که هستیم حالا هی بزن به قرمز ها من موندم آواتارت که قرمزه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@آزاده ایــرانی دو تا گوسفند داشتند علف میخوردند. اولی به دومی میگه: بعععلدی بعععگی اسم این عععلفه چیعععع؟ دومی میگه: پععع نععع پععع! چعععشام سیاه سفید میبینعععع!!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@*mahsa* دارم تو کوچه راه میرم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید ؟ پـَـ نـَـ پـَـ دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته…اینا اشک شوقه

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

گاهی به آسمان نگاه کن ، شاید کبوتری خسته به آشیانه ی دلت محتاج باشد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

حلقه ی دستانت که بر کمرم میزنی ، زیباترین اسارت زندگی من است !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

تنها یک برگ مانده بود … درخت گفت : منتظرت میمانم ! برگ گفت : تا بهار خداحافظ ! بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود …

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

خاطره تنها مدرکی است که فراموشی را محکوم می کند ، پس بمان در خاطرم !

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

عادت می کنم : به داشتن چیزی و سپس نداشتنش به بودن کسی و سپس به نبودنش تنها عادت می کنم … اما فراموش نه !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

ببین ! من کجا ایستاده ام ! روبروی درختان زیتون ! روی تپه ای که زمین را با آسمان آَشتی داده ! ببین من برایت یک سبد زیتون سبز آوردم و حسی که از دیروز و دیروزها در سبد جا مانده ! ببین تو فرسنگها دوری .......... طعم زیتون شاید معلق شده در خواب های شیرینت ! و من شاید دور شدم از روزهای سرگردانی ببین دانه های زیتون هنوز سبزند سبز سبز و طعم تلخی آن شیرین است مثل آن روزها ... بیا از این سبد یک زیتون بردار ............. پاهای مرا به این سرزمین دوخته اند ....................... ببین من کجا ایستاده ام!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دوست داشتم تو خوب بودی دوست داشتم من خوب بودم دوست داشتم همه خوب بودند !!! دوست داشتم کسی گلهای باغچه ر ا لگد مال نمی کرد کاش شیشه پنجره همسایه ر ا نمی شکستی کاش هیچ چیز نمی شکست کاش فعل شکستن توهم بود کاش او توهم بود ........

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

امشبــــــ از آن شــ ــب هایی استـــ کــهـــ دلـــــــ ... هوایـــــ آغوشـــ ـــت را کردهـــــ ..! فسوســـ ، که جــ ــز پاهایــــ بغــ ــل کرده امــــ مهمانــ ـــی ندارمــــــ ...!!