واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
برايم لبريز از خاطره اي...چهارمین سالگرد درگذشت " #خسرو-شکیبایی" بازیگر دوست داشتنی و خاطره ساز 28 تیرماه روزی هستش که ما همه بازیگری که رو که صمیمانه دوست داشتیم رو از دست دادیم ، روحش شاد و یادش گرامی باد...
انگار همین دیروز بود/ خدایی میگم هاااا/ بقیه فکر میکنن ما چقد بزرگ شدیم اما ما خودمون این فکر رو نمیکنیم/ ادم تا کوچیکه بزرگا رو بزرگ میبینه ولی وقتی بزرگ شد همه بچه میبینه / از جمله خودش رو
عامو دیرو دوسُمِ دیدم اقد لُبَّک شده بود که نگو. بهش گفتم عامو رژیم بیگیر ولی اقد دُب هس که حرف گوش نَمیده. بعدش یه پرتقالی وَردُشت عینِ اینا که ویار کِردن کَپه کِرد گُذُشت کِر قُپِش نِشِس به خوردن.دسِشَم چکنه شده بود و آب نداشتیم. منم بهش گفتم اوفی دلُم خُنُک شد
گاهاً شاهد بودیم - سرکوب شدیم، دم نزدیم! منتقد بودیم، اوووووو، این هوا !!! با فرهنگیم، خیلی میفهمیم! در حد المپیکِ 2012 یا سازمان ِ ملل ُ پنج به علاوهی یکُ دو و هر کوفتِ و زهرمار دهن پرکُن دیگر ؛ ... اما آخرش همانجای اولیم! این عقدههای سرکش را سر هر پیچ ُ دو راهی با واژگان در میآمیزیم، که چه ؟! آنجایی که نباید ساکت باشیم، ساکتیم، جایی که میشود زبان به دهان گرفت، وز ُ وز ؛ ...این تیزی را سمتِ هم نکشیم، اگر کمی میفهمیم ...
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 13 ساعت و 54 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی