واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
فكر كنم خيلي بر خشم خودشون كنترل دارن
البته اونا كه تو اينكار بزرگ شدن
يادمه يه كتاب صوتي گوش كردم
گوينده ش ميگفت اگه ميخواي بر رفتارت كنترل داشته باشي براي مدتي تو آهنگري كار كن...
كُلا شغل خاصيه
گفتم: حتما رای میدم - اگه خدا بخواد- و پشتِ اونی که به خاطره اینکه #ازش-خواستن ، اومده رو خالی نمیکنم! وگرنه چند سالِ بعد دیگه کسی آبروش رو نمیذاره وسط و به خاطره ملت کاری نمیکنه!
نمیدونم چرا چند وقته مامان فک میکنه من دوباره عاشق کسی شدم!! همش با نگرانی بهم نگاه میکنه! میگه بهم: الان وقتش نیست! یا برنامه هات رو کنسل کن! یا برو دنبال این!! { #این رو با غیظ میگه ! } هر چی میگم کسی نیست، باورش نمیشه!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 22 ساعت و 45 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی