واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
دختره راهنمايي دوس پسر داشت اومد زنگ زد نيا نيا دنبالم بابام داره مياد ! بخدا دختر من تو دوران راهنمايي دوس پسر داشته باشه جوري ميزنمش خون بالا بياره ، پرروي خيره سر
جيله ( ژله ) پرتقالي با كاسترد | يني مامان من دنيارو بلده بپزه و كلي هنر داره ، بعد من مثه كرفس هيچي بلد نيستم اينجاست كه مساله مادرو ببين دخترو بگير درست درنمياد
ميدونيد چيه ؟ اصن من بخاطر مسائلي كه تو خونمون هس افسردگي گرفتم ، يا تو اتاقمم با دَرسا يا پاي نت ، وقتي هم ميرم طبقه پايين پيششون تي وي ببينم لام تا كام حرف نميزنم و مثه مجسمه فقط ميبينم ، بعد صحنه رو ترك ميكنم و باز ميام نت !
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 38 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی