محـــمد
کاش تو هم حال منا داشتی ........................................
محـــمد
وجودتا عشقه عمو جون ........................................
محـــمد
خدایا عاشقان را با غم عشق اشنا کن ......ز غم های دگر غیر از غم عشقت رها کن
محـــمد
من یک چهار دیواری دارم و کاغذ و قلمی. قلمی که گاه و بی گاه جور مرا می کشد و حرف های نا گفته ام را بر کاغذ می نویسد. در آن لحظه، قلمم مثل زبانم الکن نیست، من من نمی کند، کم نمی آورد و ... می نویسد
محـــمد
چه قدر بی رحمه این دنیا به این تقدیر بد لعنت...............
محـــمد
نصیب من از عشقت تو ......................................................................همیشه بی نصیبیه
محـــمد
چه شبهایی دعا کردم یه کم این فاصله کم شه.......
محـــمد
خیلی باید سنگ دل باشی که بتونی همچین کاری بکنی