محـــمد
قسم به نامردی نامردان... قسم خوردم که نامردی کنم در حق نامردان
محـــمد
برای دلم گاهی پدر میشوم ! خشمگین میگویم : بس کن ؛ تو دیگر بزرگ شدی !
محـــمد
من که نقاشی ام تعریفی ندارد................... لااقل خودت راهت را بکش و بـــــرو
محـــمد
خیلی از آدم ها فراموش نمیکنند فقط نقش آدم فراموش کرده را خوب بلدند بازی کنند!
محـــمد
در این زندان غم دیگر اسیرم .........مبادا من در این زندان بمیرم
محـــمد
عشق بازی کار فرهاد است و بس ............../ دل به شیرین داد و دیگر هیچکس ....................مهر امروزی فریبی بیش نیست ................/ مانده ام حیران که اصل عشق چیست ؟
محـــمد
نازنین تر ز تو کَس نیست که یادش بکنم ..........سر و دل عاشق یک ناز نگاهش بکنم ..............تا زمین هست و زمان هست بگویم ای دوست .........تو عزیزی و عزیزان به فدایش بکنم . . .
محـــمد
خیلی از آدم هایی که دوست دارن با شما باشند ؛ از روی علاقه به شما نیست ، صرفاً به خاطر این که چشم ندارند شما را با کسِ دیگری ببینند ! آن زمانی که مطمئن شدند تنها هستید تنها یتان می گذارند
محـــمد
کوچه ای را بود نامش معرفت ................/ ساکنینش بامرام از هر جهت .............../ گرچه بن بست بود مثل قلب من .............../ آخرین خانه تو بودی خوب من .