هر چند #وقت یه بار ... #بد نیست ... یه نگاه به #پازل-وجودمون بندازیم ... شاید جای یه #قطعه ... کمی جا به جا شده ... خودمون رو #کامل کنیم ... نذاریم از این #پازل چیزی #کم بشه ... باید #سال به سال ... #روز به روز ... #قابهای قشنگ به دورش #اضافه بشه ... نه اینکه ... بشینیم #حسرت#گذشته ای که #بودیم رو بخوریم ... " اُرکــــــــــیده "
یه تیکه از پازل وجودم جا به جا شده بود
امروز فهمیدیم
شاید خیلی وقته میدونستم و نای درست کردنشو نداشتم
اما امشب همین لحظه میخوام بذارمش سر جای خودش
دارم از حسرت گذشته ام
میسوزم
ما #ایرانی ها شیفته ی عملی کردن این #ضرب-المثل « یک #کلاغ , #چهل کلاغ » هستیم ... کاش فکر میکردیم گاهی بعضی #زیاده-گویی ها ... تاوان های #سنگینی دارن ... کسی از واقع بینی #ضرر نکرده ... حداقل تا الان که #من اینجام ! ... " اُرکــــــــــــــــیده "
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
کنار تو درگیر آرامشم
همین از تمام جهان کافیه
همین که کنارت نفس میکشم
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
تو پایان هر جستجوی منی
تماشای تو عین آرامشه
تو زیباترین آرزوی منی
منو از این عذاب رها نمیکنی
کنارمی به من نگاه نمیکنی
تمام قلب تو به من نمیرسه
همین که فکرمی برای من بسه
از این عادت باتو بودن هنوز
ببین لحظه لحظم کنارت خوشه
همین عادت با تو بودن یه روز
اگه بی تو باشم منو میکشه
یه وقتایی انقدر حالم بده
که میپرسم از هر کسی حالتو
یه روزایی حس میکنم پشت من
همه شهر میگرده دنبال تو
منو از این عذاب رها نمیکنی
کنارمی به من نگاه نمیکنی
تمام قلب تو به من نمیرسه
همین که فکرمی برای من بسه
دستهای دلت را
13 سال و 22 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...