خندید #ماهی-قرمز کوچکم امروز
خندید به اشکهایم که شبیه آب تنگ کوچکش بود
و من تنها آرزو کردم کاش
واقعا دریا بودم تا دنیایی فراتر از تنگ کوچکش را
برای چشمان زیبایش هدیه آورم
"ارکیده"
ممنونم باران عزیزم ... دوست خوبم محبت داری
تو گل سرخ منی تو گل یاسمنی تو چنان شبنم پاک سحری ؟ نه از آن پاکتری تو بهاری ؟ نه بهاران از توست از تو می گیرد وام هر بهار این همه زیبایی را @✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... یاد داشته باش ... روزی که #دستهایم ... چون #نهالی از خاک خواهند رویید ... تا دستان گرم تورا در بر بگیرند ... آن روز ... بدان تمام وجودم چون امروز ... تورا میخواند ... تنها تورا ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... روزگار من را ببین ... میبارند قطره های باران ... و اشکهایم در باران نبودنت گم میشوند ... کجایی بهترینم؟ ... من تنها با تو ... چتر برسر خواهم گرفت ... من , #مرد را با #چتر فهمیده ام ... مرد یعنی همراهی همیشه ... #مرد-یعنی-آرامش ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... دست میشکشم بر #شیشه ی شعرهایم ... غبار تنهایی گرفته است ... کجایی مهربانم ... من ... بی تو ... معنایی جز چند حرف ندارم ... " ت ن ه ا " ... من بی تو تنهاترینم ... "ارکیده"
میدانم #ما شدن کار سختی است اما ... ما روح هایمان را ... روزگاریست به هم پیوند داده ایم ... و با رنگی از نور ... وجودمان را به آسمان دوخته ایم ... "ارکیده"
امروز آنقدر باریده ام ... که دیگر اشکهایم دلتنگ گونه هایم نیست ... نمیدانم توام بارانی شده ای یا نه ... اما من ... سخت بارانی ام ... و تمام وجودم ... زخمی #سردی توست ... "ارکیده"
یک روز انتظار ... دو روز انتظار ... چند روز انتظار بکشم تا پیامی از تو وجود یخ زده ام را گرم کند؟؟؟ ... نمیترسی روزی که پیامی بفرستی ... دیگر ارکیده ات #پژمرده باشد؟؟؟ ... "ارکیده"
این لحظه ها که دلم ... لبریز #اشکهایی است ... که فرصت باریدن نیافته اند ... تنها دلم یک خواب آرام میخواهد ... خوابی که ... در آن بیداری را از یاد برده باشم ... "ارکیده"
دستهای دلت را
13 سال و 22 روز و 14 ساعت و 10 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...