میبارند ... اشکهایم دلتنگ نگاهت و تو ... چه ساده میگویی ... به دنبال زندگیم بروم ... نمیدانی بی انصاف ... تو تمام زندگی ارکیده ای ... تمام زندگیم ... تمام ... "ارکیده"
نشسته ام کنار افکارم ... رفتنم را تصور میکنم ... و #رزهای-آبی دستهایت که روی خاک پخش میشوند ... و دستهای من که زیر خروارها خاک پرپر دستهایت شده اند ... اشک میریزم به حال آنروزهایمان ... رفتنم خوب است؟؟؟؟ ... نمیدانم اما ... ماندنم هم خوب ماندنی نیست ... "ارکیده"
چشم به آسمان دوخته ام ... چشمک ستارگان را نمیخواهم ... #ماه-سرخی را به امواج خروشان دلم قول داده ام ... دریا که باشی ... ماه میخواهد که ... ماهیانت را سرشوق بیاورد و... جزر مدی سازذ که ... ساحلی را به زیر آب فرو ببرد ... "ارکیده"
#آرزو میکنم که ... ஜ آرزوهایم را ... هزار فرشته به آسمان ببرند ஜ ... و تنها تو را ... تنها تو را ... در این کره ی خاکی ... بی سر پناه ... آرزو میکنم تنها تو را ... "ارکیده"
#آرزو میکنم که ... ஜ در #دشت دوباره دویدن را ... در دهان پاهای خسته ام ... فرو ریزم و ... از یاد ببرند تمام لحظه هایی که ... در ثانیه های بی تو بودن ... راه رفتن را از یاد برده اند ஜ ... "ارکیده"
#آرزو میکنم که ... ஜ بوی دستانت ... تا آخرین روز این دنیای خاکی ... در گیسوانم زندانی شوند ... .ஜ ... بگذار هزار بار نوازشهایت را ... در این دل عاشق مرور کنم ... "ارکیده"
هر شب تمام باورم را میگذارم تا شاید ... از یاد ببرم #بیدار-شدن را ... و چه لحظه ی تلخیست که هر روز ... تمام زخمهایم را کنار بودنم در یاد دارم هنوز ... "ارکیده"
روز و شبهایم بی تو ... پر از تاریکیست ... نمیدانم کدام چراغ را همراهت برده ای که این روزها ... زندگیم را غبار تنهایی گرفته است ... شاید خدا هم میدانست ... تو #خورشید-زندگیم بودی ... "ارکیده"
هر روز چشم انتظار آمدنت خواهم بود ... من هر شب را ... با امید دوباره دیدنت به صبح خواهم رساند ... هر روز صبح ... یک #اتفاق-ساده را با عشق مرور میکنم ... من باشم و خیابان و تو ... و یک عبور ساده که مرهم دل عاشقم باشد ... "ارکیده"
در دستهایم ... #ققنوسی خفته است از جنس نور ... میدرخشد در نور مهتاب ... نمیدانم به آسمان خواهد رفت یا ... زمین را بر نور ترجیح میدهد ... اما کاش ... دوباره آسمانی شود ... زمین جای ماندن نور ها نیست ... "ارکیده"
اما من گفتم و هیچ وقت اون کارها رو انجام نداد
همیشه همه ی حواسش به اینه که چی آرامشمو بهم میزنه تا انجام نده
یا چطوری استرس هامو کم کنه و آرومم کنه @✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ عزیزم که هیچ وقت از حرفی که بهش زدم پشیمون نشدم
کسی که خود خود خود ارکیده رو دید
بدون نقاب
ساده ساده
منم نمیگفتم به @✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿ عزیزم نه اینکه منو بخاد بسوزونه هیچوقت این کارو نکرد!!!چون هرچیو من میگفتم حتما انجامش میداد ولی من همیشه چیز بالاتری ازش میخواستم که دروجودش داشت اینکه:
کاریو نخواسته برام انجام بده،خودش بفهمه وخودش انجام بده
صدای چکه می آید ... صدای چکه ی روحی خیس از تنهایی ... روحی که روزهاست ... #پرستو بودن آدمیان را نظاره گرست ... و لالایی هرشبش ... صدای چکه تنهاییش شده است ... "ارکیده"
سلام...امیدوارم از دل نوشته هام لذت ببرین... معمولا رسمه که پست اول سلام باشه و معرفی , من اولین پستم رو به شعری از حضرت حافظ مزین میکنم ... سلامی چو بوی خوش آشنایی ooo بدان مردم دیده ی روشنایی ...درودی چو نور دل پارسایان ooo بدان شمع خلوتگه پارسایی ... "ارکیده"
دستهای دلت را
13 سال و 23 روز و 28 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...