#امید چیز خوبیست اما
بگذار چون #یادگاری روی طاقچه ی رویاهایم خاک بخورد #شور هم خوبست
مال #گذشته ها بود
یادش بخیر #زندگی هم
در باغچه #چالش کرده ام #مردگی را دوست تر دارم
مردگی را دوست تر دارم ... "ارکیده"
شنيدين ميگن ديوونه وقتي تو ماه نگاه ميكنه ديوونه تر ميشه، اينجا كه هستم واينارو مينويسمو و و و ديوونه تر ميشم يه بلوف بزنم اسن همه چي تعطيل، هه ... ولي ميسپرم به همون روش باصطلاح گاوي تا كار خودشو بكنه ببينيم نتيجه چي ميشه...
نوايش دايم در گوشم ميپيچد...صدايش دايم در گوشم زمزمه ميشود...انگار همين الان همينجا دارد ميگويد...يك روز به ديدنت مي آيم...يك روز كه اين فاصله ها بگذارند...
#آرام نشسته ام ... #چشم به آسمان دوخته ... #انتظار میکشم ... انگار در #پچ-پچ-فرشتگان شنیده ام ... #خدا امشب ... برای #دلداریم ... به خانه ی دلم ... خواهد آمد ... "ارکیده"
چه زيبا فرمود امام سجاد عليه السلام:
خدایا! من در کلبه فقیرانه خود، چیزی دارم که تو در عرش کبریائی ات نداری. من چون تو خدائی را دارم ولی تو همچون خودت را نداری!
تو خدايي داري كه مايه آرامش دل من هم هست،مايه اطمينان من هم هست . . .
آره اين روشيه كه يهويي بين ما پيدا شد... شايد حاصل اون دعا كردناست كه يه راه خيلي سخت را آرام وخرامان طي كنيم...
وشايد اين همون كمكش باشه...هموني كه اسمش از زبون تو منو اروم ميكنه...
به نام خداوند بخشاينده مهربان
بر آنان که گفتند : پروردگار ما الله است و پايداري ورزيدند، فرشتگان فرود ميآيند که مترسيد و غمگين مباشيد،
شما را به بهشتي که وعده داده بودند بشارت است.
روش گاوی یه بدی داره
همین که تو اوج گاو بودن خودت غرق شدی
یهو یه بهونه
یه آهنگ
یه عطر
دوباره میاردت تو این دنیای انسانیت
به خودت میای
میبینی نفست داره به شماره میفته
قلبت داره از جا کنده میشه
و خلاصه
قبل از اینکه دوباره گاو بشی
جون دادی
جون ...
دور ازجونت عزيز كرده دل صالح،انشاالله هميشه سالم وسرحال وسربلند باشي كه هستي،سربلند از آزمايشهايي كه خيليا نميتونن ازش سربلند بيرون بيان اين روش به اصطلاح خودمون گاوي هم يه موهبت خداست براي طي راحت اين مسير
بر آنان که گفتند : پروردگار ما الله است و پايداري ورزيدند، فرشتگان فرود ميآيند که مترسيد و غمگين مباشيد،
پايداري ورزيدند...
فرشتگان فرود مي آيند...
مترسيد وغمگين مباشيد...
گاهی ما آدمها زیادی #شعور خرج میکنیم ... اونقدر که خودمون هم از #تعجب فقط نگاه میکنیم و خودمون رو میزنیم به خواب ... مثل کسی که بعد سالها کار کردن , برگه #تعدیل-نیرو رو میگیره و تشکر میکنه و آروم وسائلشو جمع میکنه ... مثل زنی که وقتی #ام-اس میگیره خودش برای همسرش زن میگیره و میره #کهریزک ... نمیدونم شاید #باشعور بودن به این همه #زجر می ارزه و شاید ... #لبخند اون کسی که اون بالاست ... امروز بازار شعور خرج کردن داغ بود ... #سوختم ... "ارکیده"
امشب قلمم هم از دنبال کردن واژه ها خسته است ... از شعرها از شاعرانه ها خسته است ... دلم میخواهد ساده بنویسم ... آی آدمها ... #یک-نفر-اینجا ... در حال #جان-دادن است ... "ارکیده"
بعضی #روزها هستند ... که از صبح شروع شدنشان ... دو #آرزوی-عجیب را در سرمان میپرورانند ... یکی #هرگز تمام نشدنش ... و دیگری #زودتر تمام شدنش ... روزهایی که همان اندازه که #شیرینند ... همان اندازه #تلخ به نظر میرسند ... مثل #آخرین ها ... #امروز من طعم گس چنین روزی را ... به زحمت #جان-کندن ... #چشیدم ! ... "ارکیده"
همه ما یاد گرفتیم ... #انگشت-اتهام رو به طرف همدیگه بگیریم و بگیم : #تو ! دقیقا تو ! ... و خودمون رو بکشیم کنار ... که یعنی من #فقط-گوینده ام ... بیایم یه بار فقط #یه-بار ... #سوزن رو به خودمون بزنیم ... بگیم ... من ... #خود-من ... این #عیبو دارم ... شما #مراقب باشین نداشته باشین !
دستهای دلت را
13 سال و 22 روز و 14 ساعت و 10 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...