@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ سایه توام بهر کجا روی • • • سر نهاده ام به زیر پای تو • • • چون تو در جهان نجسته ام هنوز • • • تا که بر گزینمش بجای تو • • • شادی و غم منی بحیرتم • • • خواهم از تو ... در تو آورم پناه • • • موج وحشیم که بی خبر ز خویش • • • گشته ام اسیر جذبه های ماه • • • گفتی از تو بگسلم ... دریغ و درد • • • رشته وفا مگر گسستنی است؟ • • • بگسلم ز خویش و از تو نگسلم • • • عهد عاشقان مگر شکستنی است؟ ... "فروغ فرخزاد "
باز جمعه ای گذشت...ببخش آقا....نه قرآنی...نه دعایی...حتی نماز صبحم قضا شد...می ترسم آخر همینها نگذارد برسم به تو...تو که شاید همین فردا بیایی و من بمانم با حسرت بخشش یک گناهم....که شاید بخشش همین یک گناه راه را باز کند که دوباره باشم با تو....ببخش آقا...میترسم آخرش هم به تو نرسم...بمانم در باتلاق گناهانم....ببخش ای گل نرگس
قسمت نشـد که گاهـ بــه #گاهــے ببینمت! ... حتے بقـــدرِ #نیـــم-نگاهے ببینمت ... تکلیفِ بیقــرارےِ این #دلـــ چـــه میشود!؟ ... اصلاً شمـا اگـر کــه #نخواهے ببینمت ... اے کاش یک #سه-شنبـــه شبـــے قسمتـــم شود ... در راهِــ #جمکــــران سر راهـــے ببینمت ... یــــا که #مُحَـــــرَمی شود و بیــــنِ کــوچــــهاے ... درحالِ کارِنصبِ #سیــــاهــے ببینمت ... آقـــــا #خـُـــدا نیـــــاورَد آنـــروز را که من ... سرگـــرم میشوم بــه #گنــــاهے؛ ببینمت ...
نیمه ی شعبان نزدیکـ است و من هیچ حس ِ خاصی ندارم ... به قول #سید-علی-صالحی: "حال همه ی ما #خوب است... #ملالی نیست جز گم شدن ِ گاه به گاه خیالی #دور که مردم به آن #شادمانی ِ بی سبب می گویند ! " .... و همه ی بدبختی ما از همین است ... که #ملالی-نیست .../ به قول یک دوست "مشکل ما این است که فکر کرده ایم #ظهور یکی از راه های نجات است در حالیکه ظهور تنها راه ِ #نجات است ..."
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... گاهی #خسته میشوم از تمام دلبستگی ها ... و #بی-کس تر از تمام آدمیان ... این روزها ... #چشمهایم قدرت دیدن #آسمان را هم ندارند ... تنها چشم میدوزند به #دستهای تو ... و کاش این گاه ها ... #کنارم باشی ... امشب ... از همان #گاه هاست ... "ارکیده"
آن روز
تمام تنهاییم را
به کودک فال فروش غمگین پارک
خواهم سپرد
تا در هر #کوچه ای که یاد تورا گم کرده ام
نوای باهم بودنمان را
دوباره ساز کند ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... به #تماشای-تنهاییم آمدی ... از دور و #غریبانه ... لبخند هایم را دیدی ... اما مهربانم ... تو که عادتت بود معشوقت را ... بهتر از تمام دنیا ... نخوانده بفمی ... چطور ندانستی ... #نقاب بر چهره دارم ... و اشکهایم ... گوش #آسمان را کر کرده است ... "ارکیده"
#جانم را
کنار گذاشته ام
تا همان روز به یاد ماندنی
در همان کوچه
که روحم را به روحت پیوند زده ام
همان لحظه
به پای لبخند های فریبنده ات فدا کنم ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... "عشق یعنی چه؟" ... آرام در گوشهایت زمزمه کردم ... و تو ... با صدای دلنشینت گفتی ... " یعنی #یکی-شدن " ... "هربار که دلت گرفت" ... "ساز تنهاییت را کوک کنی " ... "باد به گوشم خواهد رساند " ... مهربانم ... ساز تنهاییم از بس کوک مانده ... بیقرار آمدنت شده است ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... روزی که داستان #شازده-کوچولو را برایت خواندم ... نمیدانستم ... روزی میرسد که #اهلی نگاهت خواهم شد ... و چشمهای عاشقم ... همه جا ... تنها تورا ... تورا جستجو میکند ... و هیچ کس ... تشنگی نگاهم را ... سیراب نخواهد کرد ... "ارکیده"
دستهای دلت را
13 سال و 22 روز و 15 ساعت و 10 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...