در تمام #دنیای-تنهاییم ... یک #شمع داشتم ... که آن هم ... هی #روزگار ... باشد عیبی ندارد اما بدان ... روزی میرسد که با شمع های #عشقی-رویایی ... دنیای تمام #تنها های عالم را ... نور #باران میکنم ... در انتظار آن روز ... با نور #ماه آسمان ها خواهم زیست ... "ارکیده"
ماه آسمان ها استعاره ایست از آنکه
نگاهش آرام دلهاست
و نورش در آسمان
مایه ی امید
ماه تنها یک اشعه کوچک
از نور آن مهربانیست
که ذکرش به قلب خسته مان
نفسی برای تپیدن میدهد ... "ارکیده"
ممنونم فردای عزیزم ...
ماه نسوخته یِ همیشه دکمه به اسمون دلم ؟
خدا ؟
همونی که دستاش دَف داره به رقص زنده بوده هاش ؟
همون؟
منم همون دلیمو ارزوست ..دلی که ماه نسوخته ای همیشه دکمه امید پیرهنش میشه ..
والا اون ببخت دكتره ديگه عيسي مسيح هم اگه بود بازمنو تو دوباره مريض ميشديم بعد از 40روز مراقبت دوباره برگشتم سرجاي اول(اين همه خرج ودردسر آخرشم دست دردافتضاح) الان دكتره به خودشم شك ميكنهاگه بدونه وضع مارو تو مطبش رامون نميدهولي باهمه اين حرفا دكتر خوب واست سراغ دارم
دیدگاه اون دلاور به حکم بنده که صاحب پست بودم حذف شد!
ضمنا این عمل بر کاربرانی که مث بعضیا اومدن رو اون پستم انجام وظیفه اجرا میگردد !
یه کاره اومده
سلام ارکیده جان!
ارکیده و مرض!
نمیبینی آقامون عین شیر اینجا وایساده ؟؟؟؟؟؟
امروزداشتم تو خیابون میرفتم هیچ کدوم ازحواسم جمع نبود(به هیچ وجه!)،در کمتر از صدم ثانیه یه چیزی منو نگهداشت نگاه کردم دیدم یه مانع سنگی جلو پام بود که بهش خورده بودم...؟! اونی که منو نگه داشت و حفظ کردو تاالان اینطوری ندیده بودمش یا اگر هم دیده بودمش یادم رفته بود...او منو نگه داشت...او منو حفظ کرد...او! توروخدا، تورو جان عزیزت هیچ وقت منو ول نکن هیچ وقتِ هیچ وقت...من خیلی خیلی ضعیف تر از این حرفام!
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... #دو-هفته تا زمان موعود "دوماه و نیم " خوابش مانده ... نمیدانم چه خواهد شد اما خوب میدانم ... تا اینجایش را ... روی #دستهای-خدا ... راه رفته ایم ... "ارکیده"
بله عزیزم ماه من فقط تویی عزیزکرده دل ارکیده
هیچ کس در نظرم جلوه ای نداره
تنها تورو میبینم
بگذرا تمام دنیا مرا صدا کنند
من تمام وجودم
گوش شده تا
یک نفس
نامم از زبان شیرین تو خوانده شود
"ارکیده"
"زیزعا خالهنا مهها اجا ستها , وتا هکا یدونیما نما قطفا روتا یخواما "
به او بگو دیگر شبها #آرام بخوابد ... #تمام-زندگیم را ... به نام آنکه به من زندگی #بخشید ... به او #بخشیدم ... به او بگو ... #مراقب تمام زندگیم باشد ... "ارکیده"
#غرق-گریه بودم ... #پدرم از پشت در آغوشم گرفته ... موهامو کنار زده ... آروم سرشو آورده دم گوشم ... با لبخندی و #چشمهایی پر از اشک میگه ... "لبخند تو را چند صباحیست ندیدم --- ای خانه ات آباد بگو #سیب " ... و من ... دوباره هق هق ... ببخش پدر عزیزم ... #دردم در آیه ی "لایکلف الله نفسا الا وسعها" ی خدای مهربان #میگنجد ... اشکهایم #باور ندارند ... "ارکیده"
تصوير لرزش بدنم،
اشك سوخته ام
دل ريش ريشم
غم غمهاي تو
غم غمهاي تو
غم غمهاي تو
را چگونه بنمايم...
اينجا فقط مجازيست ووسعش در محدوه الفاظ و تصاوير...
اشكـــــ از براي غصه هاي تو...نفسم سخت تنگ شده است...
دستهای دلت را
13 سال و 22 روز و 15 ساعت و 10 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...