جلو آینه . . .
خط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .
خب بستگی داره به جایی که استفاده میشه دیگه میگن بارون پاییزی غم زدس...
به قول سیروان : آهای بارون پاییزی ، کی گفته تو غم انگیزی ، تو داری خاطراتم رو تو ذهن کوچه میریزی ....
حامد اشتباه میکنی ما برنامه های مفرحی داریم رها در جریانه
رها خود خدا هم راضی نیست من ضرر کنم
خدا گفته عرق کارگر خشک نشده حقوقش را بدین حالا درسته در مورد دلقکا چیزی نگفته ولی خودت شبیه سازی کن دیگه
«اعتراف می کنم کم کم دارد از سالومه خوشم می آید..نمی توانم بگویم دوستش دارم ، نمی توانم به او امیدوار باشم چون هنوز او را آنطور که باید نمی شناسمش اما مگر تنها راه شناختن یک نفر دوست داشتن اش بی هیچ امیدی است؟» از کتاب فرانکولا - برای مخاطب خاص
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 22 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .