جلو آینه . . .
خط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .
بهدن یه ماه دیگه همین روز ... همین وقت تو 1 روزته... چه عخشولی... مثلن هنوز بیمارستانی... مامانت بغلت کرده تو هم داری این صدا رو از خودت در میکنی... (اوهن... اوهن...) اینقده موشولویی... لپاتم قرمزه... ای فدای نی نی موشولوم... نی نی من تولدت فوق پیش پیشاپیش تبریک... حالا برو شیر بخور گشنته نی نی...
ای وای تولد شانی موشولوهه... اواتور عوض کردی نشناختمت خو... تولدت مبارک عزیزم... ایشالا هرچی عمر داری زنده باشی... اصن یه وضی... ارزویم اجابت ارزوهای توست... نی نی موشولو... I U
چون شما قندت بالاست
برات آب معدنی میگیرم داداشم
اون شکلی نرو تو دیوار
همینجوری دنبالر بحران مالی داره
هزینه تعمیرات میفته رو خرجش .. ورشکست میشه .. بچه ها و اهالی دیگه بی خانه مان میشن.. خوبیت نداره{}
و چشمانت از آتش است و عشقت پیروزی آدمی ست هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد و آغوشت اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گریز از شهر که به هزار انگشت به وقاحت پاکی آسمان را متهم می کند ...
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 3 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .