جلو آینه . . .
خط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .
یک نفر در همین نزدیکی ها... چیزی به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است... خیالت راحت باشد آرام چشمهایت را ببند... یک نفر برای همه نگرانی هایت بیدار است... یک نفر که از همه زیبایی های دنیا تنها تو را باور دارد...
18 سال با همه دخترا فرق داشتم تا اعتمادتو واسه ایندم جلب کنم... حالا... مگه من با بقیه مردا فرق نداشتم؟ بی انصاف... همیشه افتخار میکردم که دخترم فهم و شعور داره... من اما سکوت...
اااااااا ِ به من که باشه میگم اصن چرا دوست خوبی مث ِ تو باس بره از دون.....همین شماها اینجارو ترک میکنید عرصه برای دوستان ِ ناباب باز میشه دیگه.....آشفته شو بزن زیر ِ تصمیمت بمون.....البت این ی ِ پیشنهاد ِ قصد ِ دخالت نیست تصمیم با خودتون ِ باز
اون که بهله......فک کردی ما اینجا قرارداد داریم از کدخدا خط داریم که اسکلت شیم بعد ببرنمون......اما خب میگم حال اگه تصمیم به رفتن ِ برو چرخاتو بزن زود برگرد به دون دوست ِ خوب
از همبن تریبون اعلام میدارم که اصن کی گفته پسورد دنبالرو بدید... ما که اصنشم اون پستمون در راستای اینا و اینا رو پس میگیریم... با هم بگید مرگ بر امریکا... خوب شد متین...
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 21 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .