خاتـــــღـــــــون ツ
ماه ها به دنبال همکلاسی خمینی بودم... امروز روز موعود بود... بحث جالبی بود... ولی...
خاتـــــღـــــــون ツ
شاید تقصیر پاییز است که دستم از ارتفاع خدا باز می ماند...
خاتـــــღـــــــون ツ
در این قرنی که معجزه تنها مسکنی ست که روزانه به ما تزریق می شود...
خاتـــــღـــــــون ツ
از آخرین اقامه ی پلک هایم درد کشیده ام.... مبادا سر به سجده خم کنند...تا آخرین نگاهت را نبینم...
هلناز
رفيقم پفک بهم تعارف کرد دوتا برداشتم گفت خب ديگه بسته ، برگشت دستش خورد به درخت نصفش ريخت تو جوب . ( کليد اسرار )
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 16 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .