خاتـــــღـــــــون ツ
کسی میدونی این اجلاس سران دقیقا دقیقا چند تا کشوره؟
خاتـــــღـــــــون ツ
چشام دیگه باز نمیشه... تازه فردا مصاحبه دارم... خدایا...
خاتـــــღـــــــون ツ
یخ یخ بود... بوسش کردم ولی لبم هنوز یخه... تازه از وقتی بوسش کردم نه چیزی خوردم نه لبمو شستم... یعنی لبم الان بوی مرگ میده...
خاتـــــღـــــــون ツ
فعلا که روزای خوش زندگی وداع... الان مزه زهر مار میده... همیشه فکر میکردم مرگ یه منطقه... اگه کسی رفت گریه نداره که مام یه روز میریم... ولی اونموقع ها داغ عزیزو ندیده بودم... حکم منطق تو مرگ مرگه...
خاتـــــღـــــــون ツ
فکرشو نمیکردم یه روز یه مرده رو از نزدیک ببینم چه برسه به اینکه بوسش کنم... اولین باره دارم داغ عزیزمو میبینم... اولش که دیدمش شوکه شدم... نشستم به دیوار زل زدم... تا 1 ساعت... بعدشم دیگه نفهمیدم چی شد... 2 ساعت بیهوش بودم... تا حالام یه ریز جیغ و اشک... همیشه میگفتم اینقد دوسش دارم که اگه یه روز خدایی نکرده بره... من تا صبح نمیکشم... منم باش میرم... ولی دیدی چقد بی معرفتم... او رفت... ولی من هنوز هستم...الان روحت کجاست... داغم نمیفهمم... وقتی سرد بشم... خدای من...
خاتـــــღـــــــون ツ
تو خونه تنها بودم... بابام زنگ زد و خبر بد... صدای گریشو شنیدم... تو عمر 18 سالم اولین باری بود که گریشو دیدم... بی اغراق میگم...رفتم بیمارستان... جسدش رو تخت بود... تلافی این اواخرو کردم... این اواخری که قدرشو ندونستمو دیر به دیر بهش سر میزدم... اینقد بوسیدمش...
خاتـــــღـــــــون ツ
دوستان با این پستام دچار سو تفاهم شدن... مخمو خوردید آخه... مخاطب این پستای اخیر خاص نیست... یه مرد 40 و خورده ای ساله تو دنیای حقیقی... عجب!
خاتـــــღـــــــون ツ
امشب خیلی منتظرت نشستم نیومدی... بیمعرفت... شبت بخیر...
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 25 روز و 6 ساعت و 43 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .