جلو آینه . . .
خط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .
سهیل من نمیفهمم چجوری انتخاب رشته کردی تو میدونی با این رتبت میتونستی شعبه دانشگاه تهران که فومنه صنایع بخونی ؟ حتی منم امکانش بود اینجا قبول شم ولی من رو برق کیلید کردم
پلیس دنبالر » raha کاربر گرامی، لطفاً توجه فرمایید: بند 8 » درج و نشر مطالب غلط، بکار بردن کلمات رکیک، دروغ و بی احترامی به کاربران، دین، عقاید و اعتقادات، اشخاص و اقشار، ارگانها و ادارات، سازمانها و مسئولین خلاف قوانین میباشد و میبایست از ایجاد گروههای سیاسی، ارسالهای مرتبط یا استفاده از تصویر کاربری، کاور و یا بکگراند مرتبط خودداری شود. (کد پیگیری: DNBLR134736415493076 / نوع عملکرد: تذکر!) ديدگاه · 1 دقيقه قبل · (اولین اختار...)
@خاتـــــღـــــــون ツ ای دو سه تا کوچه زما دورتر //قلیان تو از همه پر دودتر //کاش که همسایه ما می شدی //پایه سوار برقی ما می شدی ای به فدای سینی چای تو// مانده ام در حسرت دیدار تو !//......#تنظیم-از-مهشید
عشق آنگاه كه به واژه اي بر روي كارت پستال، به نامه، به آواز تبديل شد و با بسته بندي مشابه به مشتريان تشنه عرضه شد، در هر بازاري مي شود آن را خريد و به معشوق هديه كرد و همين عشق را تحقير كرده است. توليد انبوه مدتهاست راه را بر نامكرر بودن عشق بسته است...
و سکوت می کنیم ... هم من... هم تو... اصلا بیا یک خط زیر قانون خط های موازی بنویسیم... دو خــط موازی هیــچ وقت به هـم نمی رسند... ... اما... این دلیل نمی شود هـمدیگر را دوست نداشتـه باشند... @خاتـــــღـــــــون ツ بعضیایی که تولدشون نزدیکه
جایی هست که دیگه کم میاری از اومدن ها , رفتن ها , شکستن ها . .. . جایی که فقط میخوای یکی باشه ، یکی بمونه نره واسه همیشه کنارت باشه من الان اونجام .....! ... تو کجایی ؟
مثل رودها
که تقدیرشان دریاست
من به دنبالت
هزار تکّه می شوم
هزار کوچه
هزار خانه می شوم
و پای انتظار پنجره ها
هزار نی لبک
هزار عاشقانه می شوم
ذهن شمعدانی ها
از عطر تو لبریز است
من به دنبالت
هزار برگ
هزار جوانه می شوم
تن ِ شب
پر از باغ های رؤیائی ست
من به دنبالت
هزار گل
هزار پروانه می شوم
مثل تقدیر ِ بی برو برگرد
می دانم عاقبت
من به دنبالت
هزار دیوانه می شوم
رها و شانی تو یه مهمونی همدیگه را میبینن ،رها @خاتـــــღـــــــون ツ به شانی @ღ♥ shani ♥ღ میگه به نظرت من چند سالمه ؟ شانی میگه گفتنش که یکم مشکله ولی یه کم که دقیق میشم می بینم اصلا بهت نمیاد
شانی @ღ♥ shani ♥ღ برای اولین بار سوار هلکوپتر میشه با رها @خاتـــــღـــــــون ツ و رضی @رضـــی بعد از رها میپرسه تو گرمته ؟ رها میگه نه ، به رضی میگه رضی هه میگه نه گرمم نیست بعد شانی به خلبان میگه آقا اینجا کسی گرمش نیست اون پنکه سقفی را خاموش کن
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 5 ساعت و 33 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .