دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

« توجه » از ارسال پست در این گروه خودداری شود !
فقط توسط ِ مدیران گروه ارسال میشود !

چرک نویس های ما !
تـو بـنـواز ای الهه ِ کوچک، و بـه رقـص ِ مـن در آتـش بـنـگـر، و واژه هـا را ببین کـه سـخـن هـا دارنـد، از نـاگـفـتـه هـای ِ سـکـوت ِ مـیـان ِ مـن و تـو ... #شـ هـرامـ

جزئیات گروه

شناسه 705
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 122 پست
عضو 180 کاربر
طرفدار 1 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 219
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 629
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 328

کاربران گروه

(175 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سـیـزده واژه واژگـونــ
شناسه‌: 705 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
یـ ـک آدمـ ـ
55555.jpg یـ ـک آدمـ ـ

سیگار ها خاموش لدّفن ؛ خطر ِ مرگ ِ یک انسان ( : . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
یـ ـک آدمـ ـ
IMAG0278.jpg یـ ـک آدمـ ـ

عجیب می نگری ؛ من ساده َم ، به سادگی واژه های آب کشیده شده ؛ به سادگی کاغذ های خیس شده . عجیب می نگری [ ] . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
یـ ـک آدمـ ـ
57690.JPG یـ ـک آدمـ ـ

" من " فاصله گرفتم از خودم ؛ آنقدر که دیگر خود را به جا نمیاورم ؛ آنقدر که دیگر نشانه های انسانیت َ م را به فراموشی سپرده َم ؛ دیگر [ انسانیت ] معنایی ندارد ؛ فاصله "من" تا "من" یک تا بود ُ بی خبر بودم از خود . !

یـ ـک آدمـ ـ
Waldo_Jaquith_-_Dark_Edge_of_the_Moon_(by-sa).jpg یـ ـک آدمـ ـ

بعد رفتنت دیگر مهم نیست آسمان به زمین بیاید یا نه ؛ فاصله زمین تا آسمان آنقدر کم شده است که احساس ِ خفگی میکنم . !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
یـ ـک آدمـ ـ
555.jpg یـ ـک آدمـ ـ

شکنجه شکنجه [ ] میچینم بر روی برگی که خیس بودنش را مدیون ِ شب ادراری ِ چشمانم شد [ شب ادراری که از ترس رفتنت بر چشمانم خیمه زد ] . !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
یـ ـک آدمـ ـ
fear_phobia.jpg یـ ـک آدمـ ـ

از هر کس که کمتر گریه می کند بیشتر بترسید ؛ مهم تر از آن [ از هر کس که سکوت َ ش طولانی است و کمتر حرف می زند ، بیشتر از قبلی بترس ] . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
یـ ـک آدمـ ـ
21j3895.jpg یـ ـک آدمـ ـ

گمانم همین جا [ نقطه ] را نمی گذاشتم ؛ دیگر حمیدی نبود . ! : )

یـ ـک آدمـ ـ
5znvg4y.jpg یـ ـک آدمـ ـ

آنقدر دوست دارم حرف های مبهم را بر شما بگسترم و از حیرت شما کیف کنم ؛ اما او می فهمید . آری او می فهمید همه حرف هایم را ؛ ولی به روی خود نیاورد . !

یـ ـک آدمـ ـ
Alone man in the Rain.jpg یـ ـک آدمـ ـ

دلتنگ تو ام بعد ِ اطاقم ؛ اطاقی که هیچ گاه بعد ِ تو دیده نشد . !

یـ ـک آدمـ ـ
Hand.jpg یـ ـک آدمـ ـ

دست هایم را اضطراب میلرزاند ؛ انگار که کسی را کشته باشم . !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
یـ ـک آدمـ ـ
White-Lines-Review-iPhone-Game_5.jpg یـ ـک آدمـ ـ

اینجا دیگر سخنی در باب [ عشق ] نیست ؛ در اینجا نشانه های یک دوست داشتن دیرینه به چشم می خورد ؛ حرف هایی که هر چه مربوط به اوست در هاله ای از نور در داخل نوشته ها درخشان می شود . [ اینجا آخر خط سفید است ، چند سانتی متر آنور تر سیاهی است ؛ آهسته قدم بگذارید ] . !

یـ ـک آدمـ ـ
x990o4b6hhnhc7cyfh1z.jpg یـ ـک آدمـ ـ

هیچ کس نمی داند جز من ، جز من که صبرش لبریز گشته ، جز من که اشک َ ش خشک شده ، جز من که برگ برگ آب کشید نامت را ؛ دلتنگی آخرین جوهر از آخرین قلم بر آخرین برگ بر روی آخرین سطر زندگی ، [ مرگ ] را واژه کرد . !

یـ ـک آدمـ ـ
24214582345633.jpg یـ ـک آدمـ ـ

سلاخی کردن یعنی ؛ مرگ لبخند قبل از مرگ خود . [ این بزرگ ترین تراژدی انسانی است ] . !

یـ ـک آدمـ ـ
13291270332.jpeg یـ ـک آدمـ ـ

اینجا هم بویی می آید . بوی ِ فاسد شدن همه جا را تسخیر کرده است ؛ ولی ته آن یک بوی ِ شیرین است که بوی گنده لاشه ام اجازه شنیدنش را نمی دهد ؛ درست در آخر همین جمله . ! [ همین جا نه یک نقطه پشت تر نه یک نقطه جلوتر داخل ِ همین کروشه ]