دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

احتمالا دارم عاشقت میشم-----

احمد رضا
احمد رضا

آی ... انسان! ای سوار سرکش مغرور! ای شتابان رهرو گمراه! ... ای بغفلت مانده ی خود خواه! هان..!عنان برکش سمند باد پایت را نیک بنگر گوشه ای از بیکران ملک خدایت را لحظه ای با چشم بینش کهکشان ها را تماشا کن چشم سر بربند- چشم دل بگشای

باران بهاری
باران بهاری

نه !!! نه عزيز ِ اين دل ِ بي قرار ، نه نامهربان ِ ناماندگار ، نه ... من نرفتم . او نرفت . آنها هم ... همه ي صرف هاي فعل " رفتن " براي من دوم شخص مفردند ... رفتي رفتي رفتي . . . همين !!!

امیر کریمی
امیر کریمی

اﮔـﻪ ﻳـﻪ روز ﺑـﮕـﻢ از اﻳـﻦ ﺣـﻜـﺎﻳﺖ. ﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻛﺮدم ﻋﺎدت. دﻟﻢ ﭘﻴﺶ دﻟﺖ ﻣﻮﻧﺪه ﺗﻮ زﻧﺪون رﻓﺎﻗﺖ

سوسن سعادت
سوسن سعادت

اينجا رو دوست دارم چون تنها چهارراه دنياست كه ميتوني توقف كني، سبقت بگيري، دنده عقب بري، ....وجريمه نشي...دوستون دارم...جامو نگه دارين...تا شنبه

احمد رضا
احمد رضا

دشمنی ام برخاستی اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد

احمد رضا
احمد رضا

می آیند .... نگفتنی ها را میگویند شنیدنی را نمیشنوند ناخواسته ها را میخواهند نباید ها را میسازند نشکستنی ها را میشکنند ...و ماندنی ها را میبرند همه چیز درست است درست همانگونه که نباید باشد

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

هر چه میخواهی آرزو کن هر جایی که میخواهی برو هر آنچه که میخواهی باش چون فقط یک بار زندگی می کنی و فقط یک شانس داری برای انجام آنچه می خواهی

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

خانمی وارد داروخانه می شه و به دکتر داروساز میگه که به سیانور احتیاج داره! داروسازه میگه واسه چی سیانور می‌‌خوای؟ خانمه توضیح می ده که لازمه شوهرش را مسموم کنه. چشم‌های داروسازه چهارتا می شه و میگه: خدا رحم کنه، خانوم من نمی‌تونم به شما سیانور بدم که برید و شوهرتان را بکُشید! این بر خلاف قوانینه! من مجوز کارم را از دست خواهم داد... هر دوی ما را زندانی خواهند کرد و دیگه بدتر از این نمی شه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد. بعد از این حرف خانمه دستش رو می بره داخل کیفش و از اون یه عکس میاره بیرون؛ عکسی که در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام می‌خوردند. داروسازه به عکسه نگاه می کنه و می گه: چرا به من نگفته بودید که نسخه دارید؟! نتیجه‌ی اخلاقی: وقتی به داروخانه می‌روید، اول نسخه‌ی خود را نشان بدهید!

احمد رضا
احمد رضا

بسوزد خدمت سربازی که سوخت جگرم,دوست دخترم مادر شد من هنوز پسرم

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد . معلم هم داشت همه بچه‌ها راتشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند . معلم گفت : ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید : این احمده ،الان دکتره . یا اون مهرداده ،الان وکیله . یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت : این هم آقا معلمه ،الان مرده !!

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

پیش از آنکه دست های درخت به نور برسد ، پاهایش تاریکی را تجربه کرده گاهی برای رسیدن به نور باید از تاریکی عبور کرد . . .

سوسن سعادت
سوسن سعادت

باز روز تولد من است/ و من... در خانه ی خیال خود/ میهمانی برپا کرده ام! میهمان هایم کیستند؟! "من" هستم/ -من، میهمان خویشم- "تنهایی" هست/ "غم" هست/ "دشمنی" هست/ "نفرت" هست/ "دوستي" هست/ و "عشق" هم! هر کدام هدیه ای برایم آورده اند! و من از میان آن ها/ هدیه ای را بیشتر دوست دارم/ که "دوستي" برایم آورده است! چون دوستي/ نه تنهایی به همراه دارد/ نه غم... نه دشمنی... نه نفرت... و نه حتی "عشق" -عشق هایی که ناپایدارند- و فقط... فقط دوستي هایی آورده/ كه تا ابد پايدارند! و من نيز.... مانند ان سخن كه مي گويد: (بجز حضور تو ؛ هيچ چيز اين جهان بيكران را جدي نگرفته ام؛ حتي عشق را!) دوستي را جدي گرفته ام!

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند . . .