دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

ديگر سهمي از دنياي تو نداريم.. چرا سكوت كرده اي خدا؟

امیر کریمی
امیر کریمی

بعضیا مثه یه ... کلمه ای میان کتابخانه های بزرگ ...میان کتاب های انبوهِ خاک خورده ...

امیر کریمی
امیر کریمی

هزار سال پیش... اون وقتا که اون وقتا که خیلیییییییییییی جووووون بودم....

امیر کریمی
امیر کریمی

هزار هزار هم نمي تواند خيالم را از بابت امنيت عشق ، راحت كند مثل وقتي كه موقع رفتن مرا مي بوسي...

امیر کریمی
امیر کریمی

تو راه بودیم ... پنج کیلومتری بهشت زهرا رو رد کردیم ها.... تک درخت امیر حسینو ندیدی؟؟؟ ما هم شوخی شوخی کمی اطراف رو نگاه کردیم و عرض کردیم: -نه.. اینجا یا همش پر درخت کاجه یا پر از سازه های نیمه کاره صنعتیو تعدادی پارکینگ ...

امیر کریمی
امیر کریمی

مامان خوراکی آوردی؟؟ مامان آب آوردی؟؟ مامان از اون توو( داشبورد) شوکولا ت میدی؟؟ مامان اگه گرسنه م شد برام به به می خری.. مامان... ... مامان.... مامانننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن.

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

با تو يا بي تو... اين رفتني است ...

امیر کریمی
امیر کریمی

اسمها دیگه یادم نمیمونه .... نه فیلمها نه کتابها نه آدمها ...

امیر کریمی
امیر کریمی

کتاب اگه کتاب باشه، بهت اجازه نمیده که زمین بذاریش..

امیر کریمی
امیر کریمی

محمد علی خلعتبری

امیر کریمی
امیر کریمی

حمیدرضا آهنگرانی

امیر کریمی
امیر کریمی

جیمز دیاز

امیر کریمی
امیر کریمی

بی آلایش ولی پر از آرایش ...

امیر کریمی
امیر کریمی

کنار پنجره ، سر لخت ، بازوان عریان دو چشم هرزه ی ناپاک، آن طرف خندان کنار پنجره، گوشی به دست ، خرد وخراب و جیغ... و فریاد... گریه... داد ...امان....

امیر کریمی
امیر کریمی

درب ساختمان را ريموت دار كرده اند ديگر كسي كمر خم و راست نمي كند براي باز و بسته كردن درب... كاش درب دلم هم ريموت داشت، كمر درد بدجوري آزارم مي دهد ...