دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

روزها می آیند تو نمیایی... روزها میروند من نمیروم ...

امیر کریمی
امیر کریمی

اصلا هم شاعرانه نیست وقتی من هی بروم و در انتهای این خیابان خیس هیچ کس چتر به دست در انتظارم نباشد.. وقتی هی خیس شوم و خیس شوم ...

امیر کریمی
امیر کریمی

چه زیبا گفتن هایت قند توی دلم آب نمی کند...

امیر کریمی
امیر کریمی

دو، ر ، مي ، فا ، سو ، لا ، سي... ديلينگ، ديلينگ ، ديلينگ.. شر ، شر ،شر .. تق ، تق ، تق...

امیر کریمی
امیر کریمی

جمعه ها یه چیزی کم دارم ... یه چیزی مثه قصه ی ظهر جمعه ... یا آهنگهای فارسی رادیو کویت ... اینا هنوز یادمه ...

امیر کریمی
امیر کریمی

اخم می کنم لبخند می شوی... تلخ می شوم شیرینی می کنی...

امیر کریمی
امیر کریمی

قوطی های فلزی ماءالشعیر و بطری های پلاستیکی آب معدنی توی جوی پهن خیابون ولی عصر ...تنها یک چیز را به خاطرم می آورد...حسرت قدم زدن با تو روی این سنگفرش های تازه کار گذاشته شده را ...

امیر کریمی
امیر کریمی

به سراغ من که می آیی برگه ی آزمایشت همراهت باشد... باید مطمئن باشم یک دل هرجایی هرزه گرد که هراز چندگاهی جایی خیمه می زند به سراغم نیامده... به متصدی آزمایشگاه بگو HIV قلبت را حتما چک کند ...

امیر کریمی
امیر کریمی

دکتر پرسید: سرگیجه یعنی چه؟ یعنی سرت به دوران می افتد؟ تار میبینی؟؟ دوتا می بینی؟؟ ... نه دکتر.. سرگیجه یعنی : وقنی سر از کار دنیا در نمی آورم گیج می شوم گیج گیج..

امیر کریمی
امیر کریمی

همیشه دیر از راه می رسد کسی که باید مال تو باشد ... کسی که دلتنگی هایت را می شناسد دیر از راه میرسد

امیر کریمی
امیر کریمی

روزه ی سکوت با بوسه ای معصومانه از موهات...

امیر کریمی
امیر کریمی

همیشه فکر می کنم باید جلوی آینه بایستم با دقت آرایش کنم بدون هیچ خط کج و معوجی... لباس خوبی بپوشم رنگ کیف و کفش و شالم را هماهنگ کنم سرتا پا حمام ادوکلن بگیرم ساعت سفید زیبایم را به مچم بیندازم و بروم... " شاید کسی .. جایی... منتظرم باشد...

امیر کریمی
امیر کریمی

مگر این شهر چقدر بزرگ است که هیچ خیابانش من و تو را به هم نمی رساند... هیچ پارکش محل دیدار اتفاقی من و تو نمی شود... و هیچ فروشگاهش اقلام مورد نیاز هردوی ما را در خود جای نمی دهد؟

امیر کریمی
امیر کریمی

کلی زحمت برای یکی میکشی میبینی بی نتیجه ست ... اونوقت میشینی فکر میکنی اگه برای یه دسته بیل اونهمه وقت گذاشته بودی تا حالا حتما میوه داده بود ...

امیر کریمی
امیر کریمی

از اونجاش شنیدم که زنه داشت به بغل دستیش میگفت ... بچه شون که دنیا اومد پا نمیگرفت تا شیش سالگی رو زانوهاش اینورو اونور اتاق خودشو میکشید ... یه روز عصر جمعه بچه بلند میشه راه میفته ... تمام محل از جیغای اینا میریزن تو خونه شون ... کاسبو عرق خورو مسجدیو زنو مرد بچهو بزرگ گریه میکردن ... مو به تنم سیخ شد خاطرات دوروز پیش ...