Pouya
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، مفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .
Pouya
آرام در گوشه ای نشسته ام کار از چسب و باند و پانسمان گذشته است زخم به روحم رسیده
ℳEISAM✌sT⒝ .......☻
من در میان مردمی هستم ک باورشان نمیشود تنهایم میگویند خوش بحالت ک خوشحالی نمیدانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست برای دوست داشتن...من...
hadihaji
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟؟؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟ بریدن از خودم را؟؟
hadihaji
آن شب ...
که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را ...
تماشا می کرد ...
آن شب که شب پره ها ..
عاشــقـــانه تر ..
نــــور را می جســـتند ...!
و اتاقم ..
سرشار از عطر بوسه و ترانه بود... !
دانستم..
تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی...!
hadihaji
شبـ ـــ را دوستـــ ـــ دارم ...!چرا کـ ـه در تاریکیـ ـــ ... چهره هـ ـا مشـ ــخص نیستـ ــــ !! و هر لحظه ... این امیـ ـــد ... در درونم ریشـ ــــه می زند ... کـه آمده ای ... ولـ ـــی من ندیده ام!!
hadihaji
آرام باش عزیز من آرام باش دوباره سر از آب بیرون می آوریم و تلألو آفتاب را می بینیم زیر بوته ای از برف که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری، طالع می شود
hadihaji
وقتی تو نیستی ، نگاهم حوصله نمی کند پایش را از چشمم بیرون بگذارد. . . !
hadihaji
حــُــــرمت نان از قلب بیشـــــتر است آنرا می بوســــــند، این را میشـــــکنند
hadihaji
شاید آرام تر میشدم فقط و فقط اگر میفهمیدی حرفهایم به همین راحتی که می خوانی نــــوشته نشده اند حال آدم خراب پرسیدن ندارد اما دستانش گرفتن دارد
hadihaji
قـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم نزن
این جـــا… این شعـــر ها ، آن قدر بارانی اند
که می ترســم تمام لحظه هایتـــ خیس شوند