دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف کنین پیش از آن که از شما اعتراف بگیریم!


( فقط اعتراف های خودتون رو بنویسین)
- کپـــــی پیســـت ممنوع ، ارسالهای مشکوک به کپی‌پیست، در گوگل سرچ میشوند و با متخلف برخورد خواهد شد .

- از ارسالهای نامرتبط و اسپم خودداری کنین .

- لطفا با نظر، لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین .

جزئیات گروه

شناسه 187
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3305 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 79 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 21
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 14
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 33

کاربران گروه

(675 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اعترافگاه
شناسه‌: 187 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا ابـوالـفـضـل . . . √
آقـا ابـوالـفـضـل . . . √
توسط موبایل در اعترافگاه

اعتراف میکنم امسال اولین سالیه که نمیدونم جام جهانی کی شروع شد،کی تموم شد و چه تیمی اول شد! (مطلقا خبر ندارم)

nastaran
nastaran

اعتراف میکنم تا حالا تو تابستون این موقع بیدار نشده بودم!!! اونم بدونه اینکه کسی بیدارم کنه! بعید بود ازم الان خودمم تو تعجبم!

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در اعترافگاه

اعتراف میکنم بد ترین زمان تو مهمانی ها زمانی برای من است که ناهار یا شام ماهی داشته باشند؛چون اصلا ماهی دوست ندارم

˚•❀•  پرنیــــان •❀•˚
˚•❀• پرنیــــان •❀•˚
توسط موبایل در اعترافگاه

وای من در همیجا می کنم و اعلام می دارم...‏!که به کل تو زندگیم از گرفته تا گوشیم همه رو از داداش دو دره می کنم حتی این سری به رحم نکردم از دانشگاه میاد خوشکلا شو جمع می کنم بابا می ده میگه بده داداش می گم باشه اما بعدش میره تو جیب من.... اصلا منو داداش نداریم که از که می خورم داداشم از اونجایی که به من لطف دارن به من لقب دادن اما من از رو نمی رم مثل این---->هی می خورم.... و اینم داداشم----->

اِبی بن بست. . .
اِبی بن بست. . .

اقا اعتراف میکنم که اولین کارم به محض بیدار شدن اینه از زیر بالشم بر میدارم..... یه پیامک با بسته میزنم براش....میگم دارم....

˚•❀•  پرنیــــان •❀•˚
˚•❀• پرنیــــان •❀•˚
توسط موبایل در اعترافگاه

الان داداشم داشت می خورد ! بعد مامانم خیلی وسواسه امروز کلی خونه رو تمیز کرده بود داداشم زارت نشست رو مبل که بخوره طفلی هنوز نخورده بود ناگهان....من پریدم که بخورم بعد مامان عصبانی اومد که چرا زیر دستی ندارین داداش تا بخواد بگه که کار من نیست آبجی داشت می خوردمن دستامو بردم بالا بیسکویت رو گذاشتم تو دستش گفتم مامان کار داداشه منم بهش گفتم که نکن مامانی تمیز کرده حالا داداش---->

˚•❀•  پرنیــــان •❀•˚
˚•❀• پرنیــــان •❀•˚
توسط موبایل در اعترافگاه

امروز می خوام یه بکنم اما اصلا نه ناراحتم نه عذاب وجدان دارم فقط نمی دونم چرا میاد...‏!‏ راستش من از بچگی تا حالا کار اشتباهمو قبول نمی کنم هر وقت هر جا گندی می زدمو کاری می کردم میزاشتم تقصیر داداشم که بزرگتر بودبابام هم باور می کرد یادمه یه بار شیر دستشویی رو شکستم بعد الکی سرشو گذاشتم روش که ضایع نباشه درست عین اولش .... واستادم به هر نحوی داداش بره دستشویی اونم که از دنیا بی خبر وقتی با شیر شکسته اومد بیرون منم داد زدم... ای وای دوباره داداش شیرو شکست بیاین ...آخه اون بار سوم بود که شکستم و داداش ضایع می شد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
الهه
الهه

یه همکلاسی داشتم تو پیش دبستانی ، اسمش سوما بود . خیلی اذیش کردم بنده خدارو . کاش منو ببخشه

الهه
الهه

زندگی من اون روزی قهوه ای شد که بابا مامانم مدرسه ی ابتدائیمو عوض کردن ...

جواد منادی
599861_427431567317831_1427917963_n.jpg جواد منادی

اعتراف میکنم اکثرِ اوقات من اینجوری هستم

الهه
الهه

دلم میخواد همین الهه ی 24 ساله باشم و برگردم عقب ! اونقد که گوش الهه ی 6 ساله رو بکشم ... خیلی مردم آزار بودم . الان یادم میاد عذاب وجدان میگیرم .

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!! تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

پشت کله شو دیدم رو بالش گذاشته بودش شترق زدم تو کله خواهرم کثافت کتاب منو پاره میکنی روشو که برگردوند پدرم بود خجلتی کشیدما

Hami  ܓܨܓღ
Hami ܓܨܓღ

اعتراف میکنم وقتی 7 8 ساله بودم دیدم از حلزون تو باغچمون وقتی راه میره یه آب لزج در میاد فکر کردم سرما خورده رفتم پنی سیلینیکه دکتر بهم داده بودو تو سرنگ خالی کردم به حلزونه تزریق کردم که مثلا" سرماخوردگیش خوب شه حلزونه ترکید.

nastaran
nastaran

اعتراف میکنم وقتی اسم میاد یاد این فیلمای که درباره ی زمان شاه میسازن میفتم!!!!