دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف کنین پیش از آن که از شما اعتراف بگیریم!


( فقط اعتراف های خودتون رو بنویسین)
- کپـــــی پیســـت ممنوع ، ارسالهای مشکوک به کپی‌پیست، در گوگل سرچ میشوند و با متخلف برخورد خواهد شد .

- از ارسالهای نامرتبط و اسپم خودداری کنین .

- لطفا با نظر، لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین .

جزئیات گروه

شناسه 187
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3305 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 79 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 21
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 14
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 33

کاربران گروه

(675 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اعترافگاه
شناسه‌: 187 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
محمد ♥♥ اقای خاندان♥♥
محمد ♥♥ اقای خاندان♥♥

اعتراف میکن من امسال بیش از 30جلسه کلاس نرفتم استاد هم میومد میگفت کجا بودی میگفتم که مریض بودم استاد بیخیال میشد میرفت تا این که اومد از کتابش امتحان گرف من هیچیش رو نخونده بودم بعد برگم رو با دوستم سهیل عوض کردم ولی گندش در اومد

محمد ♥♥ اقای خاندان♥♥
محمد ♥♥ اقای خاندان♥♥

من اعتراف میکنم که یک ایدی دارم باهاش منم هی روی مخ دخترای مردم میرم اونا هم تا میخوان بهم چیزی بگن بهشون شمارم رو بهشون میدم

محمد ♥♥ اقای خاندان♥♥
محمد ♥♥ اقای خاندان♥♥

من اعتراف میکنم که یک روزی که مهمون داشتیم چون از اونها خیلی بدم میومد میخواستم حالشون رو بگیرم رفتم برق خونه رو قطع کردم تا نزدیکی 2ساعت توی گرما تو خونمون مگس میپروندن منم کلی دلم خنک شد واقعا حال کردم

الهه
الهه

ده سالم بود بعد یه روز که خونه مادربزرگم بودم از قضا پسر عمه م هم بود یهو برای مادر بزرگم مهمون میاد یه بچه ی خنگ داشتن هرکاری می کردیم آخ نمی گفت مادره با مادربزرگم رفتن آشپزخونه منو پسر عمه م یه پرتقال برداشتیم اینقد زدیم به بچه ( بچه نقش ِ سیبل رو داشت ) پرتقاله ترکید بچه آخ نگفت من پسر عمه م در راستای پست آنا @آناهیتا

این ارسال را بازنشر کرده است.
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ
μøℌαмα∂ґℯẕαヅ

من 11گیگ اهنگ صوتی با82گیگ اهنگ تصویری دارم......اعتراف میکنم تا حالا نصفشونم گوش ندادم......

♂♀ SεtåЯε ♂♀
♂♀ SεtåЯε ♂♀

اعتراف میکنمـــــــــ کلاســـ 3دبیرستان کهــــــ بودمــــیه جعبهـــــ پونز به صورتیـــــ که سوزنــــش رو به بالا باشهــــــ و برهـــــ توی پای معلمـــ عربیمونـــــــ کف زمین پخشـــــ کردم...معلمـــ اومد و ما هم خیلی ریلکـــــــــــســـ داشتیم درس گوش میدادیمــــــ وانگهی صدای جیـــــــــغ دبیرمونــــ بلند شد...اما دلمــــــ خنک شد چون خیلیـــــــ وراجیــــــ میکرد....

آریــَــن
آریــَــن

یَنی این پست هایی که تَهِش مینویسن اگه خیلیَم باشه و بخوام کنم نمیکنم . . .

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ

خسته که هستم تنها چیزی که آرومم میکنه یه عالمه شکلاته...

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ

از تنهایی میترسم....خیلی

reza p
reza p

اعتراف میکنم یکی از آرزوهای دوران نوجوونیم این بود که نامرئی شم.تو تصورم چه کارایی که نکردم .شهدا شرمندم

Mr.SileNce
Mr.SileNce

اعتراف می کنم که آرزومه یه دختر داشته باشم ، ازین دخترا که عاشق باباشون هستن ! اصن دختر یه چیز دیگه اس ... همدم باباشه ... این پست بیتا (@Bta) رو که میخونم اصن دلم ضعف میره !

الهه
الهه

کلن یه چیزایی خیلی زیاد تر از اونچه که باید ، یادم می مونه ... بدیم همینه .

˚•❀•  پرنیــــان •❀•˚
˚•❀• پرنیــــان •❀•˚
توسط موبایل در اعترافگاه

می کنم که زمانی که عمو نویدم در دنبالر حضور فعال دارن یک لحظه هم قسمت دیدگاه من خالی از لطف نمی شه و اصلا زمان پست گذاشتن از من سلب می شه اصلا یه وضعیه@‏navid

الهه
الهه

دوساعته دارم یه آهنگ گوش میدم هیچیشو نفهمیدم چی خوند چقد خوند ... اصلن چی دارم گوش میدم ! داغونم اصلن

الهه
الهه

دلم میخواد الان خیلی با دلیل به بعضی از افرادی (( پسر/دختر )) که تو کنتاکت موبایلم هستن بدم با این مضمون : (( عوضی ِ بیشعور ِ گاو ))