دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف کنین پیش از آن که از شما اعتراف بگیریم!


( فقط اعتراف های خودتون رو بنویسین)
- کپـــــی پیســـت ممنوع ، ارسالهای مشکوک به کپی‌پیست، در گوگل سرچ میشوند و با متخلف برخورد خواهد شد .

- از ارسالهای نامرتبط و اسپم خودداری کنین .

- لطفا با نظر، لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین .

جزئیات گروه

شناسه 187
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3305 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 79 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 21
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 14
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 33

کاربران گروه

(675 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اعترافگاه
شناسه‌: 187 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫

من اعتراف میکنم اندازه دوست داشتن اصنش مهم نیس فقت کیفیتش مهمه: همیشه یک دونه دوس داشته باش ولی مــــــــــردونه...

nastaran
nastaran

یه حاجی بودو یه گربه داشت گربشو خیلی دوست میداشت یه روز حاجی دمبه خرید دمبه رو رو طاقچه گذاشت گربه پرید دمبه رو خورد حاجی اومد گربه رو کشت رو سنگ قبرش مینوشـــــــــــت: یه حاجی بودو یه گربه داشت گربشو خیلی دوست میداشت یه روز حاجی دمبه خرید دمبه رو رو طاقچه گذاشت گربه پرید دمبه رو خورد حاجی اومد گربه رو کشت رو سنگ قبرش مینوشـــــــــــت: یه حاجی بودو یه گربه داشت...(تکرار 100 بار) ینی بچه بودم مامانم با این شعر 4 ساعت سره کارم میذاشته!!!

پـریـسـا
پـریـسـا

اعتراف میکنم با ای که تو راه افتاده خیلی حال میکنم . . اصن بدجور اشتیاق به قران خوندنم زیاد شده . .

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی

اعتراف میکنم مدتهاست یچی تو دلمه دارم میترکم ! هیچکی نیست بهش بگم آی بترکید !

پـریـسـا
پـریـسـا

اعتراف میکنم . . . که اگه از کسی بدم بیاد تا آخر عمرم ازو آدم دیگه خوشم نمیاد . . کلن از آدمای دو رو و اونایی که تو زندگیم موش میدوونند بـــــــــــــدم میاد و نمیتونم تحملشون کنم .. برا همینم به کل تو زندگیم میزنمشون . .

پـریـسـا
پـریـسـا

اعتراف میکنم . . .اصن آدم احساسییی نیستم . . اولین و آخرین باری که عاشخ شدم حدود 4 سال پیش بود که هنو در سن طفولیت به سر میبردم . . دیوانه وار یه بنده خدایی رو دوست داشتم و البته عشخ یه طرفه نبودآآ .. جونم براتون بگه که عشخو عاشخی به ما نیومده چون همو عشخه چماق شد خورد وسط فرق سرم و شدم همی که الان جلو روتونه . . و عقلم سر جاش اومد .. از اون روز به بعد هر حرف عشقولانه ای که بهم زده میشه میگم زر زیادی ِ . . الان از زندگیم خعلی راضی هستم . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ

نمیتونم الان درست تصمیم بگیرم.....

nastaran
nastaran

ساعت که به نزدیکای اذون میرسه احساس میکنم عقربه ها وایسادنو دارن بهم میخندن!!!! قشنگ چشمو ابرو و دهنه تا بنا گوش بازش میاد تو ذهنم!!!

هزار ُ یکمین شــَهرزاد
هزار ُ یکمین شــَهرزاد

اعتراف می کنم که ی همچین موجودیم سر کلاس ِ درس ---> ./. نا گفته نمونه که رفقا هم بعد ِ کلاس این جوری --> و این جوری --> و این جوی --> از خجالتم در میان

nastaran
nastaran

اعتراف میکنم امروز بعده ماهها یکی به من خطاب زد!!!!!!! @Hami ܓܨܓღ با تشکر

nastaran
nastaran

یادش بخیر بچه که بودمو روزه میگرفتم هی یادم میرف روزه امو میخوردم! مامانمم میگف مهمونه خدا شدی اشکال نداره!!!!!..... اما الان آب دهنمم با استرس قورت میدم که مبادا روزم باطل نشه!! مثه اینکه این حافظه سره لجه! جاهایی که باید یادش بره یادشه! کافیه ادامه ی یه آهنگو بخوای، شونص ساعتم فک کنی به نتیجه نمیرسی!!!

رضـــی
رضـــی

میکنم من از بچگی یه آدم احساسی بودم ... حتی زمانی که 6 سالم بود یه فیلمی دیدم که بچشون مُرد و من زار زار نشستم گریه کردم ... که بابام بهم گفت اون فیلم بوده ... امشبم با فیلم همین وضعیت واسم پیش اومد ... آخه من خیلی بچه دوستم ... ..