دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دل نوشته ها و دلتنگي هاي من براي تو
وقتي هيچ كجا هيچ كس مثل هيچ كس نيست وقتي كسي ترا باور ندارد همه نا گفته هايم را با اينه مي گويم آينه مقابل ديوار است پس ديگر هم پشت و پناه دارم و هم همدلي نشسته در سكوت

جزئیات گروه

شناسه 514
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 4737 پست
عضو 332 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 84
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 195
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 24

کاربران گروه

(329 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

هذيان با آيينه
شناسه‌: 514 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
هذيان با آيينه
101.jpeg هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

چه می دانی . . . . اتاق تنها . . . . فنجون قهوه یکی . . . . سیگار یه نخ . . . . .

هذيان با آيينه
images.jpeg هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

حتی پک زدن به سیگار هم یادت را مقابلم به زانو می نشیند . . . . .

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

انگار به فکر ما نیست . . . . . «دیدگاه»

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

یادم نیست. . . کجا پای بودن هایم را با رودخونه امضاء کردم که همش قسمتم شده . . «جای خیس و هیچکس نیست»

این ارسال را بازنشر کرده است.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

هنوزهم میان پک های محکم سیگار . . یاد تو و آن پنجره روبه حیاط خلوت که بیرحمانه پک های پشت سرهم پنهانی را می بلعد

این ارسال را بازنشر کرده است.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

صدایش فقط ظاهرشان شکل را دارد. . . یادش رفته بود با دانسته هایش توی نباید زد

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

گاهی نه به معنای نخواستن و نبودن . . . گاه فرار از همه نشانه هایی است که بیاد می اورد

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

و ..این سکوت یعنی معنی شعرهایم .. چمدانش را بسته است .. کلمات مات مبهوت .. زل زده در سکوت .. چمدانش را بسته است !!!

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

طعم تلخ قهوه پک‌های عمیق و با فاصله به سیگار یک نگاه سرد و آرام ... خیره به خالی‌ پر از دود اتاق و صفحه برفکی تلویزیون قدیمی‌ همراه با خشی خشی بم... تکمیل میشود خواب آلودگی روز‌های من ... چقدر وقت دارم ... به هیچ چیز ... فکر نکنم ..!!

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

باران که می بارد، تو زنده می شوی.. در لحظه لحظه ی بودنم و بودنم می میرد، در لحظه لحظه ی نبودنت !!!

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

مترسک گفت: اى گندم تو شاهد باش مرا براى ترساندن آفریدند .. اما من عاشق پرنده اى بودم كه از گرسنگى مرد...!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

جالب است .................................. دنیای امروز ما دنیای ارتباط آدمهاباآدمهانیست ... دنیای ارتباط نقابهابا نقابهاست .. آدمها کمترفرصت میکنند چهره ی حقیقی همدیگر راببینند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

این آینه ها ترک خورده اند میان نگاه من و دست های تو .. لبخند را فراموش می کنم .. مرا از خاطراتت پس بگیر ...

هذيان با آيينه
images.jpeg هذيان با آيينه

آیینه ها با آه آغاز می شوند .. پایان حرف روشن آیینه هاست - « آه ... » آیینه حرف اول و آخر را در یک کلام گفت .. سطح تمام آینه ها ٬ امـــــــروز خاکستری است تصویر رو به روی من ٬ انگــار من نیست .. تصویــــــــــر دیگری است ..

هذيان با آيينه
images.jpeg هذيان با آيينه

می‌بینم صورتمو تو آینه، با لبی خسته می‌پرسم از خودم: این غریبه کیه؟ ... از من چی میخواد .. آینه می‌شکنه هزار تيکه می‌شه، اما باز تو هر تيکه‌ش عکس منه! ..