دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دل نوشته ها و دلتنگي هاي من براي تو
وقتي هيچ كجا هيچ كس مثل هيچ كس نيست وقتي كسي ترا باور ندارد همه نا گفته هايم را با اينه مي گويم آينه مقابل ديوار است پس ديگر هم پشت و پناه دارم و هم همدلي نشسته در سكوت

جزئیات گروه

شناسه 514
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 4737 پست
عضو 332 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 84
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 195
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 24

کاربران گروه

(329 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

هذيان با آيينه
شناسه‌: 514 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

بالاخره باورم شد که "تو" خسته تر از اونی بودی که بفهمی دوست داشتنمو !!! . . از من که گذشت... اما "هرجا که هستی خسته نباشی."

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

آزرده دل از کوی تو رفتم .. و نگفتی کی بود؟ کجا رفت؟ چرا بود؟ چرا نیست؟! .....

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

تو سکوت می کنی .. فریاد زمانم رو نمی شنوی !! یک روز منم سکوت خواهم کرد .. و تو آن روز برای اولین بار مفهوم "دیر شدن"را خواهی فهمید...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند...تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

خاص بودن خاصیت توست... تو همیشه خاص می مونی... چون سلیقه ی منی... حتی اگه دیگه واسه ی من نباشی!!!

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

یک نخ سیگار... و کمی سکوت... فقط به احترام ناامید شدن تمام امیدهایم...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

با من مدارا کن .. بعدها دلت برایم تنگ خواهد شد!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

@ژانت مهربانم . . . خوش امدی. . . خوشحالم دوباره کنارم هستی

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

بشکن این آينه ها را .. و رها کن همه حرمت اخلاص حقیقت ها را ..آينه در بند است .. او اسیر اینجاست .. او به زنجیر حقیقت گیر است .. بشکن این آينه را .. ما دروغیم دروغی به پیشانی این آينه ها .. باورش هم سخت است ......

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

چشم در چشم آينه ام .. آينه مي خندد ..پس من خوشحالم .. بی درنگ آينه را مي شکنم .. چون دروغ مي گوید! .. غمگینم گله دارم! گله دارم ازاین شهر که در آن، ریا مي روید بی ریا مي گويم،من ازاین دیو پلید بیزارم دراین شهرهمه خوابند و من ... پنجه در پنجه ی دیو... تا هلاکش نکنم بیدارم ...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

آينه! انعکاس! انسان آينه خویشتن! در انسان آينه هست؟ شک دارم! نگاه مي کنم جای تبسم عاشقانه ام غرور ترسناک عقده را مي بینم ! چرا انوار سینه ام را در این آينه ها نمي بینم؟ یقین دارم آينه ها هم سراب دارند .. آری سراب آينه را مي بینم .. وحشت آور است پشت آينه ها خبری است! نمي خواهم بشکنند که هر آينه هزاران سراب شود .. از اقیانوس سراب و شب رو بر ميگردانم ......

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

نميدانم چرا شعرهايم تازگيها بوي احساس تورا ميگيرد، انگار شعرهايم كلمات داغ تنت را درميان عرياني انديشه هايش به آغوش كشيده اند.... گويي،ردپائي از_ نفسهايت_ درميان اشعارم دميده است. آهسته تر گام بردار در ميان شعرهايم .....

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

غرق شدم در اراده های موازی .. تقدیرهای بی سرانجام در پی دیکته های اجباری .. کاش شعر را نقطه ای پایان بود .. اما اینجا در عمق صداقت واژه ها گم کردند قلم خود را ! ....

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژانت

در امتداد رودی از حرف های نگفته سوار بر قایقی از هیچستان گذشتم از این سمت شهر به آن سمت وجودم پارو شدم ، تا در سطح آب زندگی بالا بیاورم نشد... طوفان شدم ، شاید غمگین شدند امواج شد یا نشد فرقی نمی کند کمی آنسوتر... هم آغوش سرما کبریت شدم سوختم سیگار فلسفه را سیگار پشت سیگار! لعنتی انگار مسیر آب عوض شده دلتنگ تر از دیروز پوچ تر از فردا ........

هذيان با آيينه
1367120310466177_thumb.jpg هذيان با آيينه
توسط ژانت

زير ِ بـــــارآטּ مے ايستَم ميگويَند مــُـــב است ايـטּ روزهـــآ عشـــــق بازے زير ِ بارآטּ با اشڪ هاے ابـــــر .... בل نِمے سوزانَم بَراے ابرے ڪﮧ اَز شِدت گِريــﮧ بــﮧ هِقـــــ هـِــــق افتاده است בِلَم بَراے خُـــــوבَم مے سوزَد كه از فِشار בِلتَنگــــــے خيلي وَقت است نَفَسَـــــم بُريده بُريده است ....